برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
ظرفيت بلاها متفاوت است. گاهي بعضی از بلاها فقط مي توانند خود انسان را برسانند. گاهي بلا ظرفيتي دارد و با آن خيري نازل مي شود که می تواند همه عالم را به مقصد برساند؛ در باب اوليای خدا اين گونه است. درباره جناب يوسف علیه السلام در کافي آمده است که گاهي صبرِ يک مؤمن، عامل نجات و سعادتِ يک جامعه و امت مي شود؛ مانند صبر يوسف صديق علیه السلام که عامل نجات قوم ایشان شد و آن ها را به راه وحيد و هدايت رهنمون شد.
گاهی بلائي که اوليای خدا تحمل مي کنند، فقط بلای شفاعت است؛ يعني آن ولیّ خدا با خداي متعال عهد کرده که عبادالله را برساند و براي اينکه راه آن ها را هموار نماید، بلا را تحمل مي کند؛ بلائي که تحمل مي کند، براي رساندن ديگران است؛ برای مثال درباره وجود مقدس موسي بن جعفر علیه السلام در کافي آمده است که به حضرت فرمودند: «خيّر»؛ حضرت بين خودشان، امتشان و شيعيانشان مخير شدند و در نهایت خودشان بلا را تحمل کردند.
بنابراين گاهي ظرفيت بلای برخی انسان ها ظرفيتي است که مي تواند ديگران را هم رشد دهد و اصلاً بلای آن ها براي هدايت و رشد ديگران است؛ محور اين بلا که همه عوالم را سیر می دهد وجود مقدس نبي اکرم صلي الله عليه و آله است. حضرت از جانب خداي متعال مأمور شده اند؛ «
هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون
»(صف/9) ایشان است که «کافّه للنّاس» و «رحمه للعالمين» است؛ اين رسولي که از جانب خداي متعال آمده است، دست خالي بر نمي گردد و هيچ کس را باقی نمی گذارد مگر آن کسی که اهل عناد باشد؛ یعنی کسانی که معاند نيستند، حتي اگر دير هم ايمان بياورند، حضرت بار آن ها را هم به مقصد مي رسانند. در دعای کميل می خوانید: «
ان تملأها من الکافرين
» ولي «و ان تخلد فيها لمعاندين»؛ يعني غیر معاندین هم به نحوی از جهنم نجات پيدا مي کنند و راهشان به بهشت باز مي شود. حضرت کسي نيست که خداي متعال او را بفرستد و او دست خالي برگردد. حضرت در جنگ خيبر درباره امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: فردا کسي را مي فرستم که ديگر دست خالي بر نمي گردد؛ در اینجا دیگر بحث از منطقه و چینش لشکر و سرباز نیست؛ او مي رود و فتح مي کند و اين کار را هم کردند. اميرالمؤمنين علیه السلام کسي نيست که وقتي حضرت ایشان را بفرستند، دست خالي برگردند. خداي متعال هم به نبی اکرم صلی الله علیه و آله مأموريت دادند که همه عالم را به مقصد برساند؛ حضرت هم اين کار را مي کنند. ایشان انبيا علیهم السلام را در عالم ارواح سپس در عالم دنيا و بعد در عوالم دیگر تربيت کردند؛ حضرت براي رساندن آن ها حاضر شدند که خود بلا بکشند؛ بنابراین همه مصيبت هاي عظيم متعلق به ايشان است. ايشان حاضر شدند تحمل بلا کنند تا با این تحمل، عالم سالک شود.
در روايات ذیل آيات «
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً
» «
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً
»(فتح/1-2) به شک خاصی معنا شده است. ایشان پیامبری است که خداي متعال درباره ایشان مي فرمايد: «
إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْت
»(احزاب/33)؛ این طهارت استمرار هم دارد؛ ولی با این حال درباره کسي همچون ایشان آیه «
ما تقدم من ذنبک و ما تأخر
» چه معنایی دارد؟! کسي که ترک اولي هم نکرده و درباره او آمده است: «طه » «
ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى
»(طه/1-2) در روایت حضرت در مورد توضیح این آیه فرمودند: ایشان نه گناه کردند، نه نیت گناه داشتند؛ بلکه حضرت بارِ گناهان دوستان و شيعيان اهل بیت علیهم السلام را به دوش گرفته و این گناهان، شده اند گناه او؛ مانند کسي که ضامن يک مديون مي شود و بعد از ضمان، دينِ مديون، دين او مي شود؛ اگر مدیون دین را ندهد، ضامن بايد آن را بپردازد؛ حضرت همین گونه به عهده گرفته اند؛ يعني به خدای متعال گفته اند که تو گفتي مردم را به سلامت بياور، من هم اين ها را مي آورم؛ تو آن ها را پاک مي خواهي و من پاکشان مي کنم.(6)
حضرت براي اينکه جامعه و تاريخ و عالم را پاک کنند، بلا را تحمل کرده اند؛ اين بلا، بلای تطهير ماست. در روایات آمده که بلا بين ائمه علیهم السلام تقسيم شده است؛ مثل اينکه ابتلا به ذبح اسماعيل عليه السلام در حقیقت امتحان حضرت ابراهيم علیه السلام است که اين امتحان از طريق حضرت اسماعيل علیه السلام واقع مي شود. ايشان بلای حضرت ابراهيم علیه السلام را تحمل مي کنند ولی اصل امتحان متعلق به حضرت ابراهيم علیه السلام است. بلای همه معصومين علیهم السلام هم همين طور است؛ اگر گفته شده که بلا بين معصومين علیهم السلام تقسيم شده، شايد معنايش اين است.
حضرت براي رساندن عالم قول داده اند و همه را مي رسانند؛ جز کسي که معاند باشد و خودش نخواهد. اگر کسی اهل عناد نباشد، حضرت دست او و همه را مي گيرند؛ حضرت بسیاری را از جهنم نجات می دهند. کسانی که از جهنم بيرون مي آيند، با رحمت خداي متعال بيرون مي آيند؛ آن رحمت و «معدن الرحمه» هم در حقیقت حضرات معصومين علیهم السلام هستند و مردم به شفاعت آن ها از جهنم بيرون مي آيند. حضرت براي هدايت، دستگيري، تطهير و تنوير عالم، بلا را تحمل کرده اند؛ براي نزول هدايت و طهارت، براي نجات از اوليای طاغوت و عُمَد نار که همه ظلمات به آن ها بر مي گردد. «
عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبِيحٍ وَ فَاحِشَة
»
سوال: معنای این حرف این است که بلای رسول الله باید از همه بیشتر باشد. پس چطور عاشورا برای امام حسین است؟
جواب: اصل بلائي که به چهارده معصوم علیهم السلام مي رسد، ابتلای نبي اکرم صلی الله علیه و آله است. اصلاً امتحان، امتحانِ نبي اکرم صلی الله علیه وآله است؛ بنابراین ایشان صاحب مصيبتِ اعظم هستند. روايتی در عيون اخبار الرضا و خصال صدوق ذيل تفسير آيه شريفه «
و فديناه بذبح عظيم
» از وجود مقدس ثامن الحجج عليه السلام آمده است که خداي متعال مي فرمايد: ما او را به ذبح عظيم فديه کرديم. حضرت اين گونه آيه را معنا کردند که وقتي جناب ابراهيم خليل علیه السلام حضرت اسماعيل علیه السلام را براي قرباني کردن بردند و مأموريت را انجام دادند، خداي متعال فرمود: «قد صدقتک الرّويا»؛ حضرت با خود محاسبه کرد و نگران بود که چه ضعفي در انجام وظيفه داشته که خداي متعال توفيق اين قرباني را از او گرفته است؛ حضرت با خود می گفت: من دوست داشتم اسماعيل را با دست خودم قرباني کنم و با اين قرباني کردن به ثواب اعظمِ مصائبِ در راه خداي متعال برسم؛ يعني باطن بلا، همان رحمت الهي و ثواب و جذبه هاي دعوت اوست. در باطن هر بلائي، دعوت و جذبه های الهي نهفته است. حضرت ابراهیم علیه السلام آن جذبه الهي را که در بلای هر مؤمن هست، طلب می کنند؛ عالي ترين مرتبه اش را هم مي خواهند. در این روایت خداي متعال از حضرت ابراهيم خليل علیه السلام چند سؤال کردند؛ یکی اینکه خودت را بيشتر دوست داري يا وجود مقدس نبي خاتم صلي الله عليه و آله را؟ عرض کرد: ایشان را از خودم بيشتر دوست دارم؛ چون خداي متعال او را بيشتر دوست دارد، من هم او را از خودم بيشتر دوست دارم. دوم اینکه سيدالشهدا علیه السلام را بيشتر دوست داري يا فرزندت را؟ عرض کرد: ايشان را از اسماعيل علیه السلام بيشتر دوست دارم. بعد از اينکه اعتراف به محبت را از او گرفت و اين محبت در وجود ابراهيم خليل علیه السلام فعال شد، خداي متعال به او مي فرماید: تو اصلاً ظرف اعظم ابتلائات نيستي؛ نه قرباني کردن اسماعيل ذبيح الله، اعظم ابتلائات است، نه شما مي تواني اعظم ابتلائات را تحمل کني؛ اعظم ابتلائات، قرباني شدن سيد الشهدا علیه السلام است که عهدش از رسول الله صلی الله علیه و آله گرفته شده است.(7)
امام صادق علیه السلام ذيل آيه شريفه «
و وصّي الانسان بوالديه احسانا حمله امه کره و وضعه کرها
» فرمودند: «حملته کرها» درست است؛ ولی کدام مادري حالت «وضعته کرها» در وضع دارد؟! اين حالت متعلق به صديقه طاهره سلام الله علیها است؛ چون وقتي خداي متعال مي خواست امام حسين علیه السلام را به ايشان عطا کند، جبرئيل به رسول الله صلی الله علیه و آله عرض کرد: مي خواهيم چنين فرزندي را به شما و ایشان بدهيم ولي بايد اين گونه به شهادت برسد! یعنی وقتي عهد این بلا را می گرفتند ـ به تعبير من ـ حضرت زهرا سلام الله علیها با خدا چانه زد تا جایی که خداي متعال وعده داد که امامت و به ویژه امام زمان عليه السلام را در نسل ايشان قرار دهد.
اين همان مصيبتي است که عهدش از نبي اکرم صلی الله علیه و آله و از حضرت زهرا سلام الله علیها گرفته مي شود؛ به سخن ديگر حضرت حاضر شدند براي اعلاي کلمه توحيد و مقصدي که حضرت به عهده گرفتند، سيدالشهدا علیه السلام را قرباني کنند؛ ولی چگونه؟ خدای متعال به جناب ابراهيم خليل علیه السلام مي فرماید: کدام يک از اين دو، اعظم ابتلائات است؟ فدا شدن سیدالشهدا علیه السلام یا اسماعيل علیه السلام؟ گویا این دو بسیار متفاوتند؛ دوم اينکه شما با احترام و به امر خداي متعال اسماعیل علیه السلام را قرباني می کنید ولی آنجا امتي که مدعي تبعيت هستند، مانند گوسفند او را قرباني می کنند؛ خدای متعال اين گونه براي حضرت ابراهيم علیه السلام روضه خواند. حضرت وقتي اين روضه را با آن مقدمات شنيد، چنان متألم شد که تألم قرباني کردن اسماعيل علیه السلام را فراموش کرد؛ خداي متعال در اینجا فرمود: حالا به اعظم ثواب هايي که مي خواستي، رسيدي.
معنای این رسيدن چيست؟ معناي اين رسيدن اين نيست که ثواب نبي اکرم صلی الله علیه و آله را به ايشان مي دهند بلکه یعنی در ظرف شما، اعظم ثواب های ممکن براي شما، همین است؛ «
ان يعطيني بمصابي بکم افضل ما يعطي مصابا بمصیبته
» یعنی ثواب بالاترين مصيبت ها در ظرف هر فرد، از اين راه به دست مي آيد. این همان است که به آن سلوک با بلا می گوییم. ابراهيم خليل علیه السلام هم در مراحل سير خود بايد با بلای سيدالشهدا علیه السلام سالک شود تا به ثواب اعظم مصائب برسد. آن جذبه توحيدي که ايشان دنبال آن است، در باطن ابتلا به بلای سيدالشهدا علیه السلام وجود دارد و در کمتر از آن نيست. حضرت امام رضا علیه السلام «
و فديناه بذبح عظيم
» را اينگونه معنا کردند: ثوابي که تو در مصيبت اسماعيل علیه السلام مي خواستي، با مصيبت حضرت سيدالشهدا علیه السلام به تو داديم؛ پس براساس این روایت اعظم ابتلائات، ابتلای نبي اکرم صلی الله علیه و آله به مصیبت سيدالشهدا علیه السلام است؛ اين بلا نیز از آنِ نبي اکرم صلی الله علیه و آله است که سيدالشهدا علیه السلام آن را تحمل مي کنند.
بلای نبي اکرم صلی الله علیه و آله با بلای هیچ کس قابل مقايسه نيست؛ «
مَا أُوذِيَ نَبِيٌ مِثْلَ مَا أُوذِيت
»(8)؛ اين عهدي است که ایشان با خدا بسته اند که البته تحميلی هم نيست. ایشان با خدا عهد کرده که اين امت را به مقصد برساند و بارشان را به دوش بکشد. به حضرت گفتند: بايد اين بلا را بکشيد و ایشان عرض کردند: مي کشم. همه ابتلائات معصومين علیهم السلام ابتلای نبي اکرم صلی الله علیه و آله است؛ براساس بعضي روايات ابتلای اعظم شايد ابتلا به مصیبت سيدالشهدا علیه السلام است.
حتی بلای حضرت ايوب علیه السلام و مانند آن با این مصائب قابل مقايسه نيستند. ايوب علیه السلام نمی تواند یک هزارم مصيبت امام حسين علیه السلام را هم تحمل کند. در عالم ميثاق وقتی ماجراي امام حسين علیه السلام عرضه شد، فقط ايشان (نبی اکرم) قبول کردند؛ کس ديگري نمي تواند؛ اصلاً کار کسي نيست؛ فقط کار ايشان است.
پس بلا، جذبه ای الهي است که در پوشش بلا به انسان مي رسد و انسان را سالک مي کند. بلا راه را براي انسان باز ميکند. نبی اکرم صلی الله علیه و آله که خاتم رسولان، جامع همه رسالت ها، و مأمور و فرستاده و مرسل هستند، از جانب خدا و از آن مقام غيب آمده اند تا همه را ببرند و به مقام معرفت برسانند. ایشان به خدای تعال عرضه داشتند: من همه را مي آورم و از شيطان، صفات رذيله، استکبار و کفر پاک مي کنم؛ خدايا اين ها را موحد به تو تحويل مي دهم؛ بعد هم خدا فرمود: پس بايد بلای این کار را بکشي تا در اين بلا، جذبه ها به مردم برسد. جذبه اي که همه انبيا و اوليا علیهم السلام را به سوی خدا مي برد، جذبه بلای نبي اکرم صلی الله علیه و آله، جذبه عاشورا و جذبه بلای اميرالمؤمنين علیه السلام است؛ به همین دلیل است که خضر علیه السلام در همان مدتي که موسي کليم الله علیه السلام با او همراه بود، يکي از کارهايش این بود که روضه سيدالشهدا علیه السلام را براي موسي علیه السلام خواند؛ در حقیقت با این کار، بار حضرت موسي علیه السلام را بست.
پس نبي اکرم صلی الله علیه و آله و بعد حضرات معصومين علیهم السلام به تبع حضرت، بلاهایي را تحمل کرده اند؛ چون بيوت ائمه معصومين علیهم السلام بيوت نبي اکرم صلی الله علیه و آله هستند؛ ایشان همگی اهل بيت نبوت هستند. در اذن دخول حرم همه معصومين علیهم السلام اين فراز را عرضه مي داريم که «اللّهم انّ هذا بيت من بيوت نبيک»؛ بنابراین هرچه در آن خانه ها نازل مي شود، نزول در بيت رسول الله صلی الله علیه و آله است.
سوال: این بلاها برای چيست؟
جواب: اصل بلا براي هدايت بشريت، بلائی است که نبي اکرم صلی الله علیه و آله و معصومين علیهم السلام تحمل کرده اند. هر کسي در نقطه اوج سلوک خود بايد وارد اين بلا شود. چرا براي انبيا علیهم السلام روضه سيدالشهدا علیه السلام را مي خواندند؟ چون منزلتي از سلوک جز با بلای سيدالشهدا علیه السلام واقع نمي شود. چرا طبق روایات هر شبِ جمعه 124 هزار پیامبر به کربلا مي آيند؟ مي آيند تا از مدخل سيدالشهدا علیه السلام به آن فيض الهي برسند.
بنابراين بلای معصوم علیه السلام، نردبان اصلي سلوک همه عالم و مجرای نزول طهارت است؛ با اين بلاست که حقيقت تولّي و تبرّي در عالم رشد مي کند و حقيقت طهارت و نورانيت در عالم واقع مي شود؛ در متن این بلاست که جذبه هاي دعوت خداي متعال به انسان مي رسد؛ به همین دلیل در زيارت سيدالشهداء علیه السلام در آغاز رجب تعبير بسيار عجيبي آمده است که «لبيک داعي الله»(9)؛ اين موجود هم «دعوه الله الحسني» است، هم طبق زیارت جامعه کبيره، «داعي الله» است. با اين دعوت است که همه عالم به سوي خدا مي رود. جذبه هاي دعوت الهي در عاشورا تجلي پيدا کرده است؛ همه اوليای خدا باید از اين مدخل بروند؛ بلای وليّ خدا، نردبان سلوک است. آن ها بلا را تحمل کرده اند تا ما سالک و تهذیب شویم.
حال ما بايد چه کنيم؟ او بلا را تحمل کرده است ولی آیا ما همين طوري تهذيب مي شويم؟ بلا را او تحمل کرده و ما بايد به درک آن بلا برسيم. عاشورا کار کسي جز سيدالشهدا و نبي اکرم علیهم السلام نیست. در روایت است که امّ سلمه گفت: در خواب حضرت را در روز عاشورا با سر و پاي برهنه و غبارآلود دیدم؛ عرض کردم: چه شده است؟ حضرت فرمودند: حسينم را کشته اند.
پس اين مصيبت و تحمل اين بلا از آنِ حضرت است. در اين تحمل، جذبه هايي به حضرت مي رسد که در حقیقت ضيافت خداي متعال است؛ جذبه هايي در این مصیبت به سيدالشهدا علیه السلام مي رسد که ما نمي فهميم چه هستند؛ «
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
» «
ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
»(فجر/27-28)؛ ولي نازله آن جذبه ها و آن ضيافت، سلوک و دعوت همه عالم است. حضرت دعوت خاصی مي شوند که ما نمی دانیم چيست ولي دعوتي هم دارند که متوجه ديگران مي شود.
سوال: آیا ایشان در برزخ هم تحمل بلا دارند؟
جواب: به نظر می رسد همین طور است؛ شما الان هم که دعا می کنید، می گویید: «اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم»؛ از این چه مي فهميد؟ لذا استبعادی نیست که الان هم حضرات به این مصیبت مهموم هستند. در کامل الزيارات درباره صديقه طاهره سلام الله علیها آمده است که گاهي چنان ضجه مي زنند که اگر ملائکه، جهنم را کنترل نکنند، همه زمين و اهلش را مي سوزاند. البته عوالم و بررزخ آنها، برزخ ما نيست؛ آن ها به همه عوالم محيط هستند.