برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
حالا چگونه می توان از این سیر بهره مند شد؟ اين سیر جريان اوليای خداست. اين جريان اوليای خدا به ظهور و رجعت ختم مي شود؛ «
فَعَلَى الاْطائِبِ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّد وَعَلِىٍّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِما وَآلِهِما
» «فعلي» با «فاء» نتيجه گيري آمده است؛ «
فَلْيَبْكِ الْباكُونَ، وَاِيّاهُمْ فَلْيَنْدُبِ النّادِبُونَ، وَلِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرَفِ الدُّمُوعُ، وَلْيَصْرُخِ الصّارِخُونَ، وَيَضِجُّ الضّآجُّونَ، وَيَعِجَّ الْعآجُّوَن
» پنج یا شش چيز هست؛ آن ها كه اهل بكا هستند، مرد اين وادي و مرد سلوك و اهل ميدان سلوك اند؛ ديگر از اين بالاتر هم مي شود؟ سلوك ما چگونه هموار مي شود؟ اين نحوه ورود به ميدان بلاست. اگر كسي به این سلوك رسید، حالات بعدي در او پدید می آید؛ «اَيْنَ الْحَسَنُ» یعنی باید درون انسان يك حالت جستجو پيدا شود، حيران اوليای خدا باشد و دنبال اوليای خدا بگردد تا آن ها را پيدا كند تا آن هايي كه انسان را تا مقام رضوان پيش مي برند، بیابد و با برنامه آن ها آشنا شود؛ نه فقط آن ها را پيدا كند؛ چون پيدا كردن به تنهایی فايده اي ندارد! یافتن آن ها بدون اینکه بتوان با برنامه های ایشان همراه شد موجب سلوک نمی شود؛ مانند قصه موسي و خضر عليهماالسلام؛ پس انسان باید آن ها را جستجو كند، سپس با برنامه هايشان آشنا شود؛ در اين دعا از اين به بعد همين نکته مطرح است که «
اَيْنَ الْحَسَنُ اَيْنَ الْحُسَيْنُ اَيْنَ اَبْنآءُ الْحُسَيْنِ
» تا مي رسد به «أين بقية الله». اين «أينَ» ها مربوط به همان گريه هاست؛ برای كسي که به طلب و جستجو و نجوای امام علیه السلام مي رسد؛ چنین كسي با برنامه هاي امام علیه السلام همراه مي شود و امام علیه السلام را با برنامه هايش دنبال مي كند، نه فقط خودش را؛ نمی گوید آقا اي كاش مي آمدي و بعد كه حضرت آمدند و بساط برنامه شان را پهن كردند، فرار کند! «
اَيْنَ بَقِيَّةُ اللهِ الَّتى لا تَخْلوُ مِنَ الْعِتْرَةِ الْهادِيةِ؟ اَينَ المُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ؟ اَيْنَ الْمُرْتَجى لاِزالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ؟ اَيْنَ
» اين جستجوها، جستجوي يك وليّ الهی است با تمام برنامه هاي تاريخي اش. بعضي آدم ها خيلي خوش خیال هستند؛ تصور مي كنند حضرت می آیند تا خانه و سيب زميني را ارزان کنند؛ سيب زميني و چغندر که گران می شود مي گويد: خدا ان شاء الله حضرت را برساند! ديگر هيچ چیزی درست نمي شود، حضرت بايد بيايد. آیا حضرت مي آيند تا چغندر را براي تو ارزان كنند؟! اين همه خون ريخته شده، سيدالشهدا علیه السلام به شهادت رسید كه آخوري درست شود و ما راحت و ارزان بخوريم؟!! نمي گويم با آمدن حضرت، رفاه نمي آيد؛ ولی رفاه فرع بر ظهور خلافت است. اگر ما حضرت را مي خواهيم، باید خلافتش را نیز بخواهيم که خلافتش يعني همين. انسان اگر امام علیه السلام را بدون برنامه اش بخواهد، با برنامه اش همراه نمي شود؛ اگر با توهم خود كنار امام علیه السلام آمد، وقتي امام علیه السلام برنامه اش را بیان مي كند، از همراهی با امام علیه السلام کنار می کشد؛ چون برنامه امام علیه السلام خيلي سخت است. وقتي حضرت مي آيند و نامه مأموریت خود را در كوفه آشکار می کنند، حتی آن 313 نفر نیز به جز 12 نفر همگی از نزد امام علیه السلام مي روند و دور دنيا را مي گردند؛ ولی مي فهمند که کسی جز ایشان، امام علیه السلام نیست و همین یک نفر است و دوباره نزد حضرت بر مي گردند؛ بنابراین موضوع اصلی، همراهي با برنامه حضرت است؛ اينکه انسان، امام علیه السلام را با برنامه اش بخواهد.
اين جستجو از طريق سيري كه گفته شد محقق می شود؛ ربوبيت خدا با ولي خدا، ما را هم در بر مي گيرد و ما را هم سير مي دهد؛ اصل اين ربوبيت با اوليای خداست ولي ما را هم سير مي دهد تا به «أين بقية الله» مي رسد. عجیب است که اين «أين» ها و جستجوي حضرت همراه با برنامه ولايت و طرح حضرت برای عالم است. بدین ترتیب انسان به انتظار حضرت و برنامه حضرت مي رسد، نه به یک انتظار توهمي.
انتظار فرج چیست و برای کیست که این همه ثواب برای آن ذکره شده است؟ آیا فرج من اين قدر ثواب دارد، يا آن گشايش عظيم در موضوع ولايت حقه است كه اين قدر فضيلت دارد؟ آدم اگر به آن عظمت ها رسيد، انتظارهايش از انتظارهاي كوچك و حتي انتظارِ سلوك و قرب خودش به انتظار ظهور ولايت حقه تبدیل شده و به افضل الاعمال می رسد؛ در غیر این صورت من اگر بخواهم با نمازشب هاي خودم سالك شوم و فضايي درست شود که من نماز شب بخوانم، به جایی نمی رسم. حضرت فرموده اند که وضع ما شايد از وضع کسانی كه در دوره ظهور هستند، بهتر باشد! چون ما الان در فشار هستيم؛ عرض کرد: پس ما چرا منتظر ظهور باشيم؟ حضرت فرمودند: عجب! گویا تو هم فقط دنبال خودت هستي؟ آیا شما نمي خواهيد عدل در عالم ظاهر شود؟ به تعبير من آیا نمي خواهيد ولايت حقه در عالم ظاهر شود و فقط دنبال خواست خودتان هستيد؟
ما چگونه مي توانيم به آن انتظار مطلوب نسبت به حضرت با برنامه هايش برسیم؟ انتظاری که ما را به نجوا و مناجات و انس برساند. از «يا ابن…» موضوع عوض مي شود و اين جستجو ها به نجوا و انس تبديل مي شود تا می رسد به «عزيزٌ عليّ»؛ اين ها نجوا و انس است. انس با اين امام علیه السلام با اين شئون و این عظمت ها و با اين راه، از اين مسير واقع مي شود. در این سیر انسان به اينجا می رسد كه «
هَلْ اِلَيْكَ يَا بْنَ اَحْمَدَ سَبيلٌ فَتُلْقى؟ هَلْ يَتَّصِلُ يَوْمُنا مِنْكَ بِعِدَة فَنَحْظى
» هدف از جستجوی حضرت نباید فقط دیدار ایشان باشد؛ البته دیدار خيلي خوب است؛ ولي عمده اين است كه انسان حضرت را در ظهور ایشان و با پيروزي ایشان مشاهده كند. رؤيتي ارزش دارد كه انسان بخواهد حضرت را با ظهور و غلبه ولايتش ببيند؛ «
هَلْ اِلَيْكَ يَا بْنَ اَحْمَدَ سَبيلٌ فَتُلْقى، هَلْ يَتَّصِلُ يَوْمُنا مِنْكَ بِعِدَةٍ فَنَحْظى، مَتى نَرِدُ مَناهِلَكَ الرَّوِيَّةَ فَنَرْوى، مَتى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مائِكَ فَقَدْ طالَ الصَّدى، مَتى نُغاديكَ وَنُراوِحُكَ فَنُقِرَّ عَيْناً مَتى تَرانا وَنَراكَ وَقَدْ نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُرى، اَتَرانا نَحُفُّ بِكَ وَاَنْتَ تَاُمُّ الْمَلاَ وَقَدْ مَلأْتَ الاَرْضَ عَدْلاً وَاَذَقْتَ اَعْداءَكَ هَواناً وَعِقاباً، وَاَبَرْتَ الْعُتاةَ وَجَحَدَةَ الْحَقِّ، وَقَطَعْتَ دابِرَ الْمُتَكَبِّرينَ، وَاجْتَثَثْتَ اُصُولَ الظّالِمينَ، وَنَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمينَ
» همه از طلب ظهور است! در این حالت نجواهاي انسان، نجواهايي نيست كه فقط خواستار خلوتي با حضرت باشد؛ البته این خلوت و انس در این مقیاس بد نیست ولی اين معنا كه انسان همراهي در ظهور بخواهد متفاوت است؛ از آن طرف هم «اَتَرانا نَحُفُّ بِكَ» مي شود؛ اين رؤيت متقابل و آرزو چگونه پيدا مي شود؟ اين انتظارها در چه كسي دیده می شود؟ اين «الحمد لله» تفصيلِ همان «اللهم لك الحمد» اول نيست؟!