برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اما نكته آخر در خصوص تفكيك ميان ديدگاههاي كانتي و ساختي گراست. ساختي گرايان معتقدند فهم و مشاهده انسان، تحت تأثير عوامل انفسي است. اتفاقاً اين تأثير، ناخودآگاه و غير عمدي است. در حالي كه در اين تئوري، جهتگيري به سمت اراده برده مي شود.
سؤال پاياني بنده از جناب آقاي ميرباقري اين است كه آيا ايشان به علم ساري در موجودات (ان من شيء يسبح بحمده ولكن لا تفقهون تسبيحهم) اعتقاد دارند يا خير؟
سبحاني: ضمن تشكر از آقايان اساتيد، به نظر مي رسد آنچه در اين جلسه به آن رسيديم اين است كه ضروري است بين دو حوزه «كشف وتطابق» (البته كشف به معناي بسيار عام آن) تفكيك قائل شد. آقايان معتقدند استدلالهاي مربوط به وجود ذهني، تجرد و… را مي توان از راه ديگري نيز اقامه كرد. حال سؤال ما از جناب آقاي ميرباقري اين است كه اگر واقعاً اين استدلالات بر اين مدعاها اقامه شد ايشان تا چه اندازه با آن موافقند؟ اميدواريم با اين بحث توانسته باشيم بخش دوم از موضوع جلسه را كه به رابطه ميان بحث «نسبيت ونظريه جهتداري علوم» اختصاص داشت به نقطه روشني برسانيم.