برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اخلاق ممکن است بر مدار انسان گرايي و غايات طبيعي تعريف شود؛ يعني انسان ها بايد داراي اخلاق باشند؛ اخلاق نیز صفاتي است که در مسير ايجادِ يک جامعه مادي و مدنيت مادي همگرايي ايجاد ميکند؛ به سخن دیگر اخلاق عبارت است از روابطی انساني که به شکل گيري يک مدنيت جمعي منتهي مي شود؛ بدین ترتیب پايگاه حسن و قبح اخلاقی به غايات اجتماعي بشر باز گردانده و گفته می شود که بشر به دنبال يک غايت اجتماعي است و زندگي جمعي انسان ها هدفي دارد؛ پس فعل اخلاقي، فعلي است که در مسير رسيدن به اهداف آن مدينه فاضله انساني باشد.
در این تعریف مدينه فاضله نیز يک مدينه مادي است؛ اخلاق فاضله نیز همان روابط، همدلي ها، همگرايي ها و حالات درونی انسان هاست که همکاري، همفکري و تعاون انسان ها را براي رسيدن به تمدن، رفاه و امنيت مادي ايجاد مي کند. اخلاق در دستگاه مادي، چيزي جز اين نيست؛ در این دستگاه اخلاق عبارت است از عواطفي که در مسير توسعه و در خدمت آن است و محاسن اخلاقي یا حسن و قبح اخلاقي نیز بر همين مدار تعريف مي شود. با این وصف اخلاق، مادي تعريف مي شود؛ يعني احساسات، حالات روحي، گرايش ها و همدلي هايي که به ایجاد چنین مدينه فاضله و آرمان شهری می انجامد ـ که در آن، توسعه رفاه و لذت و امنيت مادي مطرح است ـ اخلاق حميده خواهند بود و اخلاق و عواطفی که در مسير چنین توسعه ای نباشند، اخلاق رذيله نام می گیرند؛ بنابراین گاهي اخلاق و عواطفي که اديان الهی به سوی آن دعوت کرده و به عنوان اخلاق کريمه انساني شناخته می شوند، براساس اين نگاه، به عنوان اخلاق رذيله مطرح مي گردند؛ به سخن دیگر عواطفي که دين به آن دعوت مي کند، به عنوان عواطفِ دوره جاهليت و نابالغ بشر شناخته مي شوند.
گاهي اخلاق بر مدار آخرت گرايي تعريف مي گردد؛ در این نگرش اخلاق حمیده شامل ملکاتي است که انسان را در مسير رسيدن به سعادت آخروي کمک مي کند؛ البته بررسی اساسيِ اين مباني بايد در بحث فلسفه اخلاق مطرح شود؛ ولی به اجمال می توان گفت: اخلاق حميده، اخلاقي است که انسان را در مسير رسيدن به سعادت اخروي و تأمين سعادت ابدي کمک کند و سعادت اخروي را نیز به درجات بهشت، جنات و … تعريف نماید؛ حتی فراتر از این می توان اخلاق را بر مدار توحيد تعريف کرد و اخلاق حميده را صفاتی روحي دانست که انسان را در مسير تقرب خداي متعال اعم از تقرب فردي و جمعي قرار مي دهد؛ این صفات حميده روابط انسان را تصحيح کرده و مبدأ پيدايش روابطي است که به تقرب خداي متعال منتهي مي شود؛ برای مثال صفت حميده زهد به معنی بي رغبتي بما سوي الله است که مقدمه رغبت در خداي متعال و آغاز رسيدن به مقام تقرب و حقيقت ايمان است؛ «
حَرَامٌ عَلَى قُلُوبِكُمْ أَنْ تَعْرِفَ حَلَاوَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى تَزْهَدَ فِي الدُّنْيَا
»(1)؛ بنابراين صفت حميده صفتي است که در مسير تقرب خداي متعال قرار دارد.
گاهي نیز اخلاق از نظر غايت، براساس نیل به توحيد تعريف مي شود؛ بر این اساس صفات حميده صفاتي هستند که به توحيد، تقرب و معرفت خداي متعال منتهي شوند. از اين دقيق تر اینکه می توان باطن همه صفات حميده را به توحيد تعريف کرد؛ صفات روحي مانند توکل، يقين، رضا، صبر، ايمان، خشوع، زهد و … که در قلب انسان شکل مي گيرند، دارای باطني هستند که آن باطن، حقيقتِ تواضع و سجده در مقابل خداي متعال است؛ يعني روح و باطن صفات حميده چيزي جز تواضع، سجده، خضوع، تضرع و تعلق نسبت به خداي متعال و الله نيست؛ اگر اين حالت سجده در همه حالات روحي انسان ظهور یابد، به صفات حميده تبديل مي شود.