برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
به نظر می رسد عدل، مناسبات ولايت نور است و جور و ظلم، مناسبات ولايت کفر؛ آنچه آشکار مي شود، ظلم است و آنچه پنهان مي شود، جور. ظلم همان مناسبات ولايت جور و ولايت ظلم و ولايت ائمه نار و دشمنان اهل بيت عليهم السلام است و عدل نیز مناسبات ولايت نور و ولايت ائمه علیهم السلام. معنی «به» در «يملأ الله به قسطا و عدلا» اين است که در همه عدل ها، ولايت امام علیه السلام محور است؛ عدل ظهور ولايت اوست. «به» يعني او فاعلِ عدل است؛ «
يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما
»(1)؛ معنی امتلای ظلم هم امتلای فعل بد نيست بلکه امتلای ولايت جور است که در افعال بد ظهور پيدا مي کند؛ ولايت ائمه جور در ارواح، در احوال، در اقوال و در افعال جاري مي شود که حاصلش جور است. جور، جريان ولايت باطل است.
پس از اينکه ولايت باطل جاري مي شود، همه ارواح، افعال، رفتارها و افکار را تسخير مي کند؛ سپس عدل و ولايت حق به غلبه کلي مي رسد؛ پس عدل، ظهور خلافت حقه و ولايت نور است؛ جور و ظلم هم ظهور ـالبته تعبير ظهور در این باره دقيق نيستـ جريان ولايت ظلمت است؛ بنابراين پس از امتلای جور و فراگیرشدن ظلمت، غلبه و ظهور مطلق حق واقع مي شود و جبهه باطل شکست مي خورد. محور اصلي غلبه حق، عبادت و اطاعت و بلاي اولياي خدا علیهم السلام است. در بحث هاي گذشته بحث ظهور خلافت و ظهور ولايت بر محور بلاي معصوم علیه السلام گفته شد؛ محور غلبه و پيشرفت هم فداکاري و عبوديت و عهد و ميثاق و وفاي به عهد معصومين علیهم السلام با خداي متعال است.