برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
مقياس ثواب عمل اجتماعی با پرستش فردي قابل مقايسه نيست. اگر بخواهيم مثال بزنیم، شبيه تفاوت نماز جماعت و نماز فرادی است. عبادت اجتماعی يک نماز جمعي است که همه با هم محققش ميکنند. کأنه هر فردي که به اين جماعت اضافه ميشود، اين نماز اصلا وارد يک سطح ديگري ميشود؛ نماز جماعت، نمازهاي از هم جدا نيست؛ شبيه يک لشکر است که واحدهاي مختلف دارد، اينها البته انگيزه مشترک دارند. اگر انگيزه شان در يک لشکر مشترک نباشد، دور هم جمع نمي شوند. در یک لشکر همه تفکر مشترک دارند، رفتار مشترک دارند؛ با همديگر تقسيم کار ميکنند و يک کار بزرگ انجام ميدهند. فتحي که براي اسلام حاصل ميشود، منسوب به کل است. به طوري که شما هر کدام از اينها را برداريد ممکن است در آن فتح، نقصاني واقع بشود. لذا هر کس به اندازه خودش در آن شريک است. در يک لشکر، آن کسي که در تدارکات دارد کار ميکند و جبهه را تدارک ميکند و آن کسي که در خط مقدم کار ميکند و آن کسي که در اتاق طرح و برنامه فکر و مديريت ميکند، همه اينها با هم يک کار بزرگ را دارند انجام ميدهند؛ يک نوع فعل را انجام نمي دهند ولي اجزاء يک کل را ايجاد ميکنند. آن کل واحد که کل حقيقي است، برآيند همه اين افعال است و همه در آن کل به نحو مشاع شريکند، همه در ثواب عبادت همديگر شريک ميشوند. و به عکس؛ اگر لشکري باشد که همدلي شان براي توسعه کفر و قدرت مادي باشد، همفکري و همکاري شان هم در اين جهت باشد، يک معصيت بزرگ و يک استکبار بزرگ اجتماعي و مشاع شکل ميگيرد که همه در معصيت همديگر شريکند.
بنابراين ما غير از اين که پرستش فردي داريم، پرستش اجتماعي هم داريم. به تعبير ديگر جامعه و روابط اجتماعي يا بستر پرستش الهي هستند يا بستر استکبار و ارضاء نفسند. هر دو هم نظم ايجاد ميکنند، قانون ايجاد ميکنند، ممکن است متناسب با خودشان، امنيت و رفاه و عدالت هم تعريف بکنند؛ ولي دو دستگاه است يک جامعه در مسير توسعه به معني امروزياش حرکت ميکند؛ يعني ارتقاء ظرفيت ارضاء تمنيات نفساني، يعني جريان نياز و ارضاء اجتماعي را ارتقاء ميبخشد و وارد يک مقياس ديگري ميکند. يک جامعه هم جريان نياز و ارضاء انسان را وارد مقياس بالاتري ميکند ولي نياز و ارضاء الهي است.