برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
در هر حال منظور از نسبيت، مطلق نسبيت نمي باشد بلكه نسبت خاصي است كه حضور در نسبت بين تولي و ولايت و همان چيزي است كه آقايان در بحث عاقل و معقول مي گويند.
معلمي: يعني همان حضوري كه در علم حضوري هم وجود دارد؟
ميرباقري: خير! در اينجا حضور «فاعليتي» است. ما حضور را به فاعليت قيد مي زنيم نه به تجرد. مي گوييم اگر..
معلمي: آيا با فاعليت، مشكل حضور حل مي شود؟
ميرباقري: بله با ادراك حل مي شود. اگر فاعليت و اشراف به حضور بود، ادراك مي آيد، و اگر اشراف نبود ادراك نمي آيد. به اعتقاد بنده صرف حضور، بدون مشرف بودن، مفسر ادراك نيست. يعني اشراف به علاوه حضور، ضروري است و الا اشراف بدون حضور بي معناست و حضور بدون اشراف هم مفسر علم نيست. بنابراين تقوم حضور و فاعليت است كه ادراك را تفسير مي كند نه تقوم حضور و تجرد.