برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
در اينجا يك سؤال پيش مي آيد كه «بالاخره راه كشف آن چيست؟» به اعتقاد بنده اگر كسي «كشف» را هم مبناي صدق و كذب و معيار صحت قرار دهد بايد يك منطق براي آن ارائه كند. همچنانكه ما نيز بايد منطقي متفاوت ارائه دهيم. چون بدون شك منطق اين دو، با يكديگر متفاوت است. با اين توضيح مي توان گفت اين تفاوت اولاً به گونه اي است كه در مبناي قوم، كشف به صورت يك كشف تطابقي و صددرصدي است و ثانياً نسبيت بردار نيست. لذا نمي توان گفت يكي موضوع را از حيث واحد، بهتر و ديگري بدتر مي فهمد. بله ممكن است يكي از افراد، دو حيث از يك موضوع را بيشتر و ديگري كمتر بفهمد اما طبق تفسير قوم از «تطابق»، هر دو نفر يك حيث را برابر مي فهمند. يعني فهم وجود مقدس نبي اكرم (ص) و بنده از جهان از يك حيث، برابر مطلق است منتها حضرت (ص) چيزهاي ديگري را مي فهمند كه ما قادر به فهم آن نيستيم! طبيعي است كه بنابر مبناي ما، اين تفسير صحيح نيست و ما منكر آن بوده و معتقديم فهم نبي اكرم(ص) و معصومين(ع) و مادون آن تابع مراتب ايمان و متفاوت است. محال است كه بنده يك كلمه از قرآن را برابر با نبي اكرم(ص) بفهمم بلكه آنرا متناسب و تابع درجات ايمان خويش درك مي كنم. آقايان مي فرمايند ما سطحي از قرآن را برابر با نبي اكرم مي فهميم و احياناً حضرت(ص)، متون را هم مي فهمند در حالي كه ما نمي فهميم! من مي خواهم بحث را به صورت شفاف و با مراجعه به قرآن مطرح كنم.
به اعتقاد بنده الي الابد، محال است كه ما يك حرف قرآن (حتي يك «واو» آنرا) مانند ذات مقدس ائمه هداه و معصومين(ع) كه مخاطب قرآنند بفهميم. چون تناسبات فهم ما تابع درجات ايمان رشد مي كند. يعني همانگونه كه شما براي ايمان، قائل به درجات و نسبيت مي باشيد و فهم «روحي و ايماني» از عالم را تابع درجات مي دانيد و معتقديد فهم ايماني مسلمان، غيراز فهم ايماني ابوذر است و همين قاعده را براي غير معصومين قائليد ما نيز مي گوئيم درجات ايمان وكفر باعث ايجاد درجات «كيف فهم» از عالم مي شود.