برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اما اين تفكر، چيزي نيست كه امروزه بتواند در انسان شناسي و هم چنين در تحليل انديشه هاي انسان، مورد قبول دنياي علم واقع شود؛ يعني اگرچه ممكن است انسان ادراكات مختلفي داشته باشد، ولي چون «يك» انسان موضوع مطالعه است و طبيعتاً دستگاه ادراكي او واحد و منسجم است، ادراكات متفاوت و متناقض درون او، به تناقض در رفتار ختم مي شود. چنان چه اگر حوزه هاي مختلف تفكر انسان هماهنگ نباشند و جدا و متباين از يكديگر شكل گيرند قاعدتاً رفتار انسان هم به صورت جدا از هم ملاحظه مي شود؛ يعني انسان در صورتي مي تواند رفتار خود را در عرصه هاي مختلف هماهنگ كند كه در حوزه انديشه نسبت و تعامل بين ادراكات خود را ملاحظه كرده باشد. به عنوان مثال اگر در زمينه اي مانند الگوي خوراك، پوشاك يا رفتار سياسي داراي معرفت ديني خاصي باشيم كه ناظر به بخشي از رفتارهاي ما باشد و آن را تحت تأثير قرار دهد و اين معرفت با تفكر علمي اي كه در باب رفتار معيشتي خود داريم، هماهنگ نباشد؛ چه خواهد شد؟ به اعتقاد ما اين امر يقيناً به تشتت در عمل منجر خواهد شد و انسان نخواهد توانست در موضع گيري خود نسبت به موضوع واحد، هماهنگ عمل كند.
فرض كنيد در رفتار اقتصادي انسان و جامعه از منظر معرفت ديني، ربا حرام است و از بزرگ ترين معصيت ها است، ولي فرهنگ علمي حاكم بر سامان دهي اقتصادي يك كشور، فرهنگ و تفكري است كه بهره و زمان را در اقتصاد مي داند تا جايي كه نمي تواند از سود پول در زمان، چشم پوشي كند. در اين فرض دو تفكر ديني و علمي در عمل متناقض مي شوند؛ يعني شما در سامان دهي رفتار خود مجبور مي شويد يا توصيه ها و انديشه هاي علمي را مورد توجه قرار دهيد و به ناچار ارزش هاي ديني و احكامي را كه از آموزه هاي وحياني بر مي خيزد ، ناديده بگيريد، يا اينكه تفكر علمي را فداي ارزش هاي ديني نماييد. بنابراين، نوعی تناقض در رفتار فرد پيدا مي شود؛ زيرا آن فرد، انسان متديني است که مي خواهد به انديشه هاي ديني و معرفت هاي شخصي خود ملتزم باشد، اما وقتي وارد تعامل با نظام اقتصادي جامعه مي شود، با الگوهاي علمي خاصي مواجه می شود كه درون آنها ربا وجود دارد. بنابراين فرد بايد ابتدا اين تناقض را براي خود حل كند و موضع فكري خود را هماهنگ كند تا رفتارش نيز هماهنگ شود و از تشتت رهايي يابد.
اين مسأله فقط در بحث ربا مطرح نيست، بلكه در الگوي خوراك، پوشاك و مسكن نيز وجود دارد. در واقع اگر انديشه انسان نسبت به ابعاد گوناگون همة رفتارهايي كه از خود نشان مي دهد هماهنگ نباشد، طبيعي است كه دچار تشتت و تناقض در عمل مي شود. مسلماً بايد پذيرفت، بسياري از تشتت هايي كه در جامعه ما وجود دارد، ناشي از اين است كه سامانه فرهنگي جامعه، مبتني بر نظام منسجم فكري و فرهنگي نيست.