برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
نکته ای که اضافه می کنم اين است که انسان ها برای پرستش بیشتر، باید حول محور ولی خدا و ولایت و محبت او جامعه پردازی بکنند؛ یعنی دغدغه، فکر و همکاری مشترک پیدا بکنند و جامعه ای درست بکنند که ، نور ولایت حق و ولایت الهی و سرپرستی ولی خدا در آن جاری است، نه این که فقط به صورت جزایر مستقل و سلول های از هم گسسته، با ولی خدا مرتبط باشند. بنابراین برای توسعه پرستش، جامعه ای پیدا می شود که آن جامعه بنیانش بر انگیزه پرستش و تقرب است. انگیزه تقرب هم آرام آرام ارتقاء پیدا می کند. چون ممکن است انگیزه و نیت پرستش، رسیدن به ثواب باشد، ممکن است نجات از عقوبت ها باشد، این ها هم پرستش خدای متعال است. در جوامع مادی، انگیزه ای که قلوب را به هم نزدیک می کند و انسان ها را دور هم جمع می کند، تأمین امنیت از مخاطرات این جهانی و مادی و رسیدن به نیازهای این دنیایی است؛ حال اگر انسان ها ارتقاء در فهم و نیت پیدا کنند، نیاتشان از دنیا بزرگتر می شود؛ همینطور که مخاطرات و لذات این دنیا را می فهمند و براي این که به لذات بیشتر برسند و از مخاطرات در امان باشند، زندگی اجتماعی تشکیل می دهند، همدلی و همفکری و همکاری می کنند به همین صورت برای این که از مخاطرات و عقوبات اخروی که پیش رویشان هست نجات پیدا بکنند و به درجات ثواب آخروی برسند و آن لذات را درک بکنند ممکن است دور هم جمع بشوند. این اولین مرتبه جامعه الهی است که ارتباطشان از بستر ایمان به آخرت عبور می کند. ثواب اخروی و عقوبت اخروی مبدأ همکاری، همفکری و همدلی آنها است، دغدغه مشترکشان رسیدن به ثواب و أمنیت از عقوبت است. این یک مرتبه است.
مرتبه بالاتر این است که آرام آرام به جایی که می رسند انگیزه شان محبت خدای متعال می شود، یعنی انبیاء و اولیاء الهی انگیزه های اجتماعی را هم تهذیب می کنند. همین طوری که ممکن است فرد در عبادت خودش اول اسیر دنیا و اسیر نفس باشد و بعد در قدم بعدی وقتی در نیت رشد کرد، با عالم غیب و آخرت انس پیدا می کند و ثواب و عقاب اخروی برایش مطرح می شود و نیتش در حد ثواب و عقاب اخروی، جهنم و بهشت ارتقاء پیدا می کند. ولی تدریجا نیت انسان ارتقاء پیدا می کند تا جایی که محبت خدای متعال و لطف و قهر الهی معیار حرکت او می شود و قلبش با مهر و قهر الهی حرکت می کند.
در فرد بر محور ولایت ولی خدا به تدریج تهذیب نفس و ارتقاء نیت پیدا می شود و به اندازه ای که انسان تسلیم می شود تدریجا نورانی شده، ارتقاء در نیت و اخلاق پیدا می کند و خلقش کامل می شود در جامعه هم همینطور است. این که ما دور هم جمع می شویم، جامعه درست می کنیم، با هم دیگر همکاری مشترک می کنیم ـ از مثلا کوچکترین واحد جامعه که خانواده است تا جامعه بزرگ تر و تا جامعه بزرگ جهانی مومنین ـ چه انگیزه ای ما را به همدیگر نزدیک می کند و حول آن محور به هم تعلق پیدا می کنیم، نفرت مشترک پیدا می کنیم، محبت مشترک پیدا می کنیم؟ میل و نفرت مشترک ما چیست؟ محبت مشترک ما، دغدغه های مشترک ما که ما را به هم گره می زند و یک جامعه واحد با اعتقادات واحد، با نیات واحد و اهداف واحد ، با ارزش های مشترک و انگیزه های مشترک درست می کند، چیست؟ این مشترکات می تواند در درجه اول، همان نیات مادی باشد. یعنی انسان هایی که دور هم جمع می شوند، دغدغه شان توسعه لذت و تأمین امنیت در مقابل مخاطراتی است که در این جهان آنها را تهدید می کند، از مخاطرات طبیعی و غیر طبیعی؛ سیل، زلزله، طوفان، بیماری ها، تهدیدهای اجتماعی و یا تهدیدهای دیگری که در جهان هست. قومی به یک قوم دیگری حمله می کنند، برای دفاع از خودشان قوم مشترک درست می کنند. بنابراین این دغدغه ها گاهی ممکن است تأمین نیازهای مشترک و لذت بیشتر یا دفع مخاطرات باشد. این جامعه مثل همان انسانی است که انگیزه تحرکش در دنیا لذاتش است؛ خوف و طمعش در دنیا خلاصه می شود؛ مخاطراتی که احساس می کند، مادی است؛ بیم و امیدش مادی است یعنی امیدش به طبیعت و لذات طبیعی است، می خواهد از دنیا کامجویی بیشتر پیدا بکند و احساسش هم این است که دنیا آدم را اداره می کند، رو به اسباب مادی می آورد؛ بیمش هم از مخاطرات مادی است.
انبیاء آرام آرام این فرد را رشد می دهند، تهذیب می کنند، نیتش را ارتقاء می بخشند، بصیرت به او می دهند، عوالم دیگری را برایش مطرح می کنند، ارتباط و احساس روحی نسبت به آن عالم در او ایجاد می کنند و کم کم انگیزه هایش را ارتقاء می بخشند. او دیگر برای دنیا کار نمی کند، بیم و امیدش از دنیا بزرگتر می شود؛ او کم کم موحد می شود، همه بیم و امیدش در خدای متعال خلاصه می شود. فرد به این جا که رسید همه رفتارش الهی و ملکوتی می شود.
رشد معنوی جامعه هم همینطور مرحله به مرحله است. یعنی ارتباط ارواح، افکار و افعال ما و وحدت اجتماعی مان می تواند حول محور دنیا باشد و می شود حول محور آخرت باشد ممکن است حول محور خدای متعال باشد. انبیاء و اولیاء الهی در نیات و انگیزه های اجتماعی ارتقاء ایجاد می کنند، ، همکاری و حیات اجتماعی انسان ها را ارتقاء می دهند ، از فضای دنیا منتقل می کنند به فضای عالم آخرت و بعد تا مرحله جامعه ای که همه رفتار اجتماعیاش، پرستش خدای متعال باشد جامعه را پیش می برند یعنی جامعه ای هماهنگ که فقط یک کار میکنند و آن هم عبادت است، سجده، ذکر و اشتغال بالله است و به غیر خدای متعال اشتغالی ندارند؛ همه حیاتشان می شود ذکرالله، عبادت خدای متعال و اشتغال و پرستش؛ همه بهجتی که برایشان حاصل می شود، بهجت از قرب و رضوان و پرستش خدای متعال است. همه مخاطراتی که آنها را تهدید می کند، قهر و عقوبت خدای متعال است که آن قهر و عقوبت در قالب عذاب دنیایی و عذاب اخروی ممکن است ظهور پیدا بکند. عذاب و بُعد از رحمت و محبت و هجران هم مراتب و درجاتی دارد.