برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
متن زیر جلسه بیست و پنجم از سری دوم سلسله جلسات آموزش کلیات اعتقادات و معارف اسلامی در مرکز تربیت مدرس حوزه علمیه است که به تاریخ 5 اردیبهشت ماه 88 برگزار شده است. جناب آیت الله میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در این جلسه با اشاره به درگيري جريان تجدد و اسلام آن را اصلی ترین درگیری عصر حاضر می دانند و شناخت این دو جبهه را امری ضروری برمی شمرند. ایشان بحث خود را چنین ادامه می دهند؛ صحیح ترین نگرش ها به تمدن غرب آن را يك مجموعه به هم پیوسته و دارای لایه های متعدد می دانند. غرب مدعی است که تمدن مدرن دستاوردهاي فراواني داشته و موفق به ایجاد توسعه شده و شاخصه هايي را نیز براي توسعه مطرح مي كند. در جهان اسلام نیز مسلمانان سکولار معتقدند که اين تحولات همه جانبه در غرب پيش آمده و نشانه هاي مثبتي در غرب به چشم مي خورد؛ اما حقیقت این است که تمدن غرب بر خلاف ادعای خود به هیچ یک از آرمان های خود مانند آزادی، رفاه، امنیت و… دست نیافته و با وجود عبور از فرهنگ مذهب هیچ سعادتی را برای بشر به ارمغان نیاورده است. در حوزه آزادي معنوي، به اندازه اي كه انسان به دنيا تعلق پيدا مي كند، به همان اندازه از آزادي معنوي محروم مي شود؛ غرب نیز تعلق و نيازهاي مادي انسان را گسترش داده و ذائقه انسان را با دنياهاي جديدي آشنا نموده و به عبارتی توسعه فقر ايجاد كرده است. تحريص به دنيا ابزار مديريت مادي غرب و ايجاد توسعه مادي بوده و خاصيت ایجاد این شدت رواني نسبت به دنيا، پدید آمدن شدت اضطراب است؛ کساني كه تعلق به دنيا دارند با اضطراب همراه هستند. در حالی که انسان به اندازه اي كه قطع تعلق كند، به توحيد و امنيت مي رسد و به اندازه اي كه به اسباب اعتماد كند، مشرك و مضطر مي شود. اگر انسان ها به دنيا تحريص شوند، ديگر نمي توان آن ها را به گذشت و فداکاری نسبت به دنيا دعوت كرد؛ اگر محبت به خداي متعال برای انسان محور شد، همه محبت هايش شعاعي از محبت به خدا مي شود و مي کوشد قرب بيشتری پيدا كند؛ انسان را می توان با ارتقای انگيزه به نقطه اي رساند که براي رسيدن به خداي متعال، به ديگران محبت بورزد و فداكاري و ايثار كند. پس اگر هدف تعلق به دنيا باشد، ولايت ظلماني می آید؛ اين ولايت، صفت رحمت ندارد؛ چون ولي آن رحمت ندارد؛ باطن او غضب است و فقط ادعاي محبت مي كند؛ مديريت او، مديريت رحمت نيست. او در باطن خود هم نسبت به همه، به چشم طعمه نگاه می کند و به همه كينه دارد و موجب گسترش غضب، مسابقه بر سر دنيا و گسترش نگاه حسد آميز به همه می شود و ناامني اجتماعي ايجاد مي كند. بنابراین تمدن غرب يك برده داري بسيار پيچيده نرم افزاري ایجاد کرده و و انرژی های انسانی را در جهت منافع خود استحصال کرده و همه جامعه جهاني را به زنجير كشيده است؛ در این میان فقط مؤمنین از ذیل ولايت آنان بيرون هستند؛ گاهی این برده داري پنهان است؛ یعنی همه مناسبات اجتماعی جائرانه است و به ظاهر خود را کاملاً عادلانه نشان مي دهد.