برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
سبحاني: تشكر ميكنيم از حضرت آقاي ميرباقري كه اصول و اركان نظريه خود را مطرح كردند. من فقط جمعبندي خود را عرض ميكنم تا نقدها متوجه همان محورهاي اصلي شود. ايشان فرمودند وقتي ما از جهتداري علم بحث ميكنيم منظورمان «مطلق معرفت» است. گرچه به علم در مفهوم مجموعه گزارههاي ناظر به واقع كه جنبه كاربردي نيز دارد اشاره خاص ميكنيم. پس مدعا عام است به صورتي كه كليه معارف بشري «جهت» دارند. همچنين فرمودند سه سطح جهتداري را ميتوانيم ثابت كنيم:
1 به لحاظ كارآمدي و اثر بخشي علم ؛ 2 به لحاظ منطق توليد علم ؛ 3 و بالاخره رويكرد آخر كه ديدگاه خود ايشان بود نقد فلسفي اي بود كه از طريق تحليل فرآيند فهم، به جهتداري علم رسيدند و البته عمده استدلال ايشان نيز بر نقد ديدگاه رايج در معرفت شناسي علم متمركز بود. بنابر فرمايش ايشان كساني كه علم را مطلقاً جهتدار نميدانند بخاطر آن است كه قائل به نظريه «تطابق» در علم هستند و «كاشفيت» را در علم معيار صدق و كذب ميدانند و بر اساس «نظام عليّت»، علم را تعريف ميكنند. از نظر جناب آقاي ميرباقري، كاشفيت هم جهتداري را ثابت نميكند. من اين نكات را برجسته كردم تا هيات محترم نقد بر اين عناصر تأكيد كنند.
پس، از نظر اين ديدگاه، فقدان «جهت داري مطلق علم»، تابع يك نظريه معرفت شناسي است كه بحث كشف و تطابق را معيار صدق و كذب و درستي و نادرستي قرار ميدهد كه فرمودند اين نظريه دو پايه اصلي دارد:
1- «كشف» است كه رابطه بين «صورت» و علم حصولي و «خارج» را ادعا ميكند و ميگويد صورتها برابري با خارج ندارند.
2- پايه دوم اين نظريه اين است كه «تطابق» را رابط بين نفس و صورت ميداند كه كل بحث، به تجرد و اتحاد بين نفس عاقل و معقول باز ميگردد و از اين جهت هم رابطه بين نفس و صورت را حل ميكند.
ايشان فرمودند ما در هر دو جهت اشكال داريم و البته اشكالشان را به «كشف» و «حضور» مطرح كردند و در مقابل فرمودند، ما كشف را در علم، معيار نميدانيم. چون در نظريه كشف، «فاعليّت» حذف ميشود و اساس بر «عليّت» است؛ حال آنكه فاعليّت بايد حضور داشته باشد و بدون فاعليّت هم علم و اشراف حاصل نميشود. البته وقتي فاعليّت ميآيد كيف فهم نيز تغيير ميكند. پس عمده استدلال در يك نظريه معرفت شناسي خلاصه ميشود كه اثبات و نفي اين، به اثبات و نفي نظريهشان منجر ميشود. يعني اگر منتقدان محترم، نظريه كشف را ثابت كنند و ديدگاه مقابل را كه تأثير فاعليّت ادراك است نقض نمايند اين نظريه از اساس، فرو خواهد ريخت.
ميرباقري: البته از منظر معرفت شناسي، نقض خواهد شد ولي كماكان جهتداري در مفهوم عامش باقي ميماند.
سبحاني: بله ما دليل را ميگوئيم والاّ يك ادعا يا يك مدعي ميتواند دهها دليل داشته باشد. در اين نظريه، مدعا با دليلش همراه است و اهمّ اين استدلال نيز به ردّ كاشفيت و تطابق باز ميگردد. طبعاً اگر اين نقد بشود بايد به دنبال دليل ديگري گشت. اينك استفاده ميكنيم از اساتيدي كه در هيأت نقد و بررسي حضوري دارند.