برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
سبحاني: از اساتيد محترم هيئت نقد و بررسي و نظريه پرداز محترم، تشكر و نقطه نظرات اخير را جمعبندي مي كنم. چنانچه ديديم بخشي از نقد منتقدان محترم، به اصل مدعا بود. بدين معنا كه اصل مدعا مورد قبول است و جهتداري امري پذيرفتني است. اما از نظر ايشان نظريه پرداز، جهتداري را به همه حوزه هاي علم تسري داد و ايشان در يك تفسير فرمودند كه بايد بين علم تجربي و علم انساني تفكيك كرد و در علم انساني، نظريه جهتداري، قابل قبول است. و در تفسير ديگري اشاره شد كه بايد بين معرفت به معناي عام و معرفت به معناي رشته علمي و دانش خاص تفكيك كرد. دوباره تفكيك بين دانش به معناي «مجموعه گزاره ها» و دانش به معناي «فعاليت هاي انساني» صورت گرفت و در نهايت، اين نتيجه حاصل شد كه حوزه اي از نقد به اصل اين مدعا باز مي گردد؛ گرچه در يك نظريه نمي توان اين را نقد به حساب آورد و تنها اين امر، بيانگر تفاوت دو ديدگاه است. اين يك زاويه از بحث منتقدان محترم نسبت به اصل نظريه بود.
اما نسبت به دلائل، آنچه كه من استنباط كردم اين است كه تاكنون مجموعه نقدهاي ارائه شده، عمدتاً به لوازم اين نظريه ارتباط پيدا مي كرد. اين نظريه را نقض مي كرد يا نقص آن را نشان مي داد. مجموعه مطالبي كه مطرح شد اين بود كه به هر حال تفسيري از «حق و باطل» در اين نظريه به درستي مشخص نيست و در نهايت، قضيّه به نسبيّت مي انجامد. همچنين گفته شد كه نفي كاشفيّت، اصل تفاهم را از بين مي برد و تشخيص درستي ونادرستي به كلي فرو مي ريزد و بحث هايي از اين دست كه عزيزان هم مستحضرند. پس حوزه اول نقد به نقص ونقض اين نظريه از طريق لوازم فاسد آن اختصاص داشت. فقط در لابه لاي مباحث به استدلال و برهان نظريه كه نقد كاشفيت يا تطابق بود اشاره شد و آقاي معلمي بيان داشتند كه قائمه اين نظريه به گونه اي است كه گويا «وجود ذهني»، تنها دليل بحث تطابق است؛ حال آنكه با حذف وجود ذهني هم مي توان همچنان به نظريه تطابق وفادار بود. در مجموع، بيشتر نقدها متوجه لوازم نظريه بود كه اينك از حضرت آقاي ميرباقري و سپس عزيزان هيئت نقد و بررسي درخواست مي شود بحث را ادامه دهند.