برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
امام ع در ذيل روايت توضيح داده كه چگونه مي شود به اين سرچشمه نور رسيد و نوراني شد به طوري كه انسان هميشه انوار حضرات معصومين را با خودش احساس كند و در شعاع اين نور از عالم طبيعت وارد عالم انوار شده، به وسعت عالم انوار و وسعت عالم ولايت راه پيدا كند. حضرت در این باره فرمودند: «
و الله يا ابا خالد لا يحبنا عبد و يتولانا حتي يطهِّر الله قلبه
» هيچ عبدي به مرحله حب و ولاءِ ما نمي رسد تا اين كه خدا قلبش را تطهير بكند. شايد بهتر باشد اين تعبير را اين طور معنا كنيم كه اگر کسی به ولايت رسيد، به تطهير مي رسد. گمان مي كنم این طور باشد چون اين جا بحث از همان مرتبه كمال ولايت است كه مرتبه نوراني شدن به نور ايمان و نور امام (عليه السلام) است. «
و الله يا ابا خالد لنور الامام في قلوب المومنين انور من الشمس المضيئة بالنهار و هم و الله ينوّرون قلوب المومنين
». چه وقتي آدم به اين منزلت مي رسد كه نوراني به نور امام بشود؟ شعاع نور امام وارد قلب او بشود و به فسحت و وسعت و شرح صدر برسد؟ فرمودند: «
و الله يا ابا خالد لا يحبنا عبد و يتولانا
» اگر كسي بخواهد به مرحله نورانيت قلب برسد، به مرحله تنوير برسد و نوراني بشود، بايد به مرتبه محبت و ولايت برسد، ولايت معصوم را قبول بكند، محبت معصوم و ولايت معصوم در او شكل بگيرد، آن وقت او مجراي نور مي شود.
چه كسي به اين مقام از محبت و ولايت مي رسد تا برای نورانی شدن تهيّأ پيدا بكند؟ «
و هم و الله ينوّرون قلوب المومنين
» اين ايمان، حب و ولاء كه مقدمه نورانيت و تنوير معصوم است كه قلب انسان را نوراني مي كند، متفرع است بر چيست؟ بر تطهير الهي «و الله يا ابا خالد لا يحبنا عبد و يتولانا حتي يطهّر الله قلبه» و لا يطهّر الله قلبَ عبد… ، تطهير هم صنع الهي است. خدا است كه تطهير مي كند، ديگري نمي تواند. انسان خودش را نمي تواند تطهير بكند. «
و لا يطهّر الله قلب عبد حتي يسلِّم لنا و يكون سلما لنا
» خداي متعال هم قلب را تطهير نمي كند الا اين كه تسليم مستمر داشته باشد، «يسلّم» تا به مقام سلم برسد. اگر قلبي تسليم مستمر داشت و به مقام سلم رسيد، تطهير مي شود؛ و اگر تطهير شد، ابتدا به مرحله ايمان و حب و بعد به مرحله تنوير و نورانيت مي رسد. لذا سير از تسليم تا تطهير و تنوير به نور امام (عليه السلام) است. اين سير انسان است برای رسیدن به مرحله حقيقت ولايت كه همان شرح صدر است، همان درك حقيقت اسلام و حقيقت ولايت است.
البته اين روايت در ذیل خود يك جمله دیگری هم دارد که می فرماید: «
فَإِذَا كَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ شَدِيدِ الْحِسَابِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ الْأَكْبَر
»(9) كه يك بركت و ثمره ديگري را براي مقام سلم توضيح مي دهد یعنی انساني كه به مقام سلم مي رسد، ديگر شدت ها و سختي ها از جمله شدت عذاب و فزع اكبر قيامت از او برداشته مي شود. اين ها همه از او برداشته مي شود. اين يك روايت بود كه مسئله جريان نور را در عالم توضيح مي دهد. از اين دست روايات و آيات، فراوان اند. شما آياتي را كه در قرآن، سخن از نور الهي در آن هست، مطالعه كنيد، روايات ذيلش را هم ببينيد كه معمولاً اين نور به حضرات معصومين تفسير مي شود. روايات زياد است. شايد بعضي از آيات را بعداً خواندم.