برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
البته ما نمي گوييم كه اراده انسان مطلق است و به هر شكل مي خواهيم مي فهميم. خير! اين اراده ما نسبي است لذا در جائي، من فاعل تبعي ام و بخواهم يا نخواهم به راحتي نمي توانم تري آب را در حالي كه با بدن من تماس مي گيرد لمس نكنم. البته من مي توانم در نسبيّتي قرار بگيرم كه در آب وارد شوم، بيرون بيايم و بدنم هم تر نباشد. يعني اراده ام را مي توانم جهت دهم اگر خود را روي موضوع ممحض كنم. يا مي توانم ديد چشمم را ده كيلومتر اضافه كنم؛ به شرط اينكه روي اين كار تمركز كنم. به همين ترتيب مي توانم سامعه خود را قوي كنم. حتي من مي توانم حس خود را عوض كنم. ولي بايد دانست كه تأثير من در حسم محدود است.
نكته مهمتر اين است كه پس از حوزه «حس»، قضيه چگونه است؟ به نظر ما از آن جايي كه مجموعه سازي شروع مي شود، آثار اراده بيشتر و حضور اراده فعال تر است.
تا جايي كه نوبت به پردازش اطلاعات مي رسد كه در آن جا نظام اراده هاي انساني به شدت در اين حوزه دخيل است.
امروزه بشر بدنبال وحدت رويه در اين علوم است. آنها علوم پايه درست مي كنند وبعد با منطق مي خواهند وحدت رويه ايجاد كنند. پيداست كه جهتداري اراده و نه كشف واقع در حال هماهنگ كردن كيف فهم هاست.