برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
حالا من بعضي از آياتي كه ناظر به اين جريان هدايت و جريان نور و همچنين جريان ظلمت است و بعضي رواياتش را خدمت تان تقديم مي كنم. قبلاً هم در باب دين، آيات و رواياتي را اشاره كرديم. بيشتر هم اگر خواستيد ملاحظه بفرماييد، خود آيه بعد از آيت الكرسي و اين يكي دو آيه، گوياي همين معنايي است كه ما عرض كرديم. بعد از بيان توحيد در آيت الكرسي خداي متعال مي فرمايد «
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
». جريان توحيد توضيح داده مي شود بعد مي فرمايند در دين اكراهي نيست. معناي «
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
» شايد اين باشد كه باطناً ما كسي را مجبور نمي كنيم كه دين و ولايت خداي متعال را قبول بكند اما اگر كسي اين كار را كرد «
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ
» شايد اين، بيان همان حقيقت دين باشد. ما كسي را مجبور به اين كار نمي كنيم ولي اگر كسي اين دو قدم را برداشت، يكي كفر به طاغوت و دوم ايمان بالله «
فَقَد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها
» كه اگر کسی متمسک شد به آن عروة وثقي و آن رشته اي كه هم وثيق و محكم است ـ يعني محكم ترين رشته است ـ و هم انفصام و گسستگي ندارد و متصل به آستان ربوبي است مي تواند با اين رشته تا مقام توحيد سير كند. بعيد نيست اين رشته همان حقيقت دين باشد. دين الهي، آن جريان ولايت خداي متعال و هدايت خداي متعال و آن عروة وثقایي است كه خداي متعال براي سير ما قرار داده؛ آن رشته محكم و متصلي است كه ما را به خداي متعال پيوند مي دهد.
طريق رسيدن به اين دين هم كفر به طاغوت و ايمان بالله است كه ايمان بالله را هم اشاره مي كنم. كفر به طاغوت يعني انكار ولايت او. ايمان بالله در يك معنا به معني قبول الوهيت و ولايت خداي متعال است. اگر كسي آن انكار و اين پذيرش را داشت، به باطن دين راه پيدا كرده، متمسك به عروة وثقي شده است كه آن رشته و عروة وثقي، دين الهي است. اين دين، همان جريان ولايت خداي متعال است. لذا در روايات متعددي كه فريقين هم در تفاسير روايي نقل كردند و هم مجامع روايي اين روايت را نقل كردند، فرمودند «
مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَسْتَمْسِكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى الَّتِي لَا انْفِصَامَ لَهَا فَلْيَسْتَمْسِكْ بِوَلَايَةِ أَخِي وَ وَصِيِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب
»(1) يا به حب علي ابن ابيطالب (سلام الله عليهم اجمعين). پس عروة وثقي الهي، همان ولايت نوراني اميرالمومنين يا جريان ولايت الله است. اين جريان ولايت كه رشته متصل بين ما و خداي متعال و عروة وثقي و جريان نور است، نصيب كسي مي شود و كسي از او برخوردار ميشود كه آن دو تا قدم را بردارد، كفر بالطاغوت و ايمان بالله. بنابراين كأنه اين آيه دين و روش دين داري را توضيح مي دهد كه رسيدن به حقيقت دين متوقف است بر اين كه انسان كفر بالطاغوت و ايمان بالله پيدا بكند و با اين دو قدم، انسان به آن عروة وثقي الهي متصل و متمسِّك مي شود.