برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
پس از توضيح توحيد و ولايت و شريعت بحث درباره نوع نگرش به كليت تاريخ و موضوع فلسفه تاريخ ادامه یافت. دانشي به نام فلسفه تاريخ زمانی پدید می آید که ما بخواهيم تاريخ حيات اجتماعي انسان را موضوع دقت قرار دهيم و بررسی کنیم كه حيات اجتماعي انسان از آغاز حيات اجتماعي خود تا پايان آن چگونه شكل گرفته، چه مراحلي از كمال را طي كرده و در چه مراحلي سير خواهد كرد و اين سير بر محور چه عواملي شكل گرفته است. اشاره شد كه بر اساس بينش اسلامي و معارف قرآن و اهل بيت عليهم السلام آغاز زندگي انسان در اين جهان و نیز زندگي اجتماعي او از هبوط آدم علیه السلام شكل گرفته و با آمدن انبيای الهي علیهم السلام مرحله جديدي از حيات اجتماعي بشر آغاز شده است؛ همچنین كمال حيات اجتماعي بشر بر محور بعثت انبياء و نزول اديان الهي شکل گرفته و این حیات تا نزول دين خاتم و بعد هم بر محور حيات ائمه عليهم السلام و سپس در عصر ظهور و رجعت ادامه می یابد که مرحله بعدي آن نیز عالم قيامت و عوالم بعدي است.
بر اساس تفكر اسلامي و شيعي، ربوبيت خداي متعال و الوهيت او محور همه هستي از جمله محور تاريخ اجتماعي انسان است؛ نخست باید گفت تاريخ اجتماعي انسان و زندگي و حيات اجتماعي او بر محور الوهيت و ربوبيت خداي متعال شكل مي گيرد؛ دوم اينکه در شكل گيري حركت تاريخ، اراده هاي انساني هم نقش ايفا مي كنند؛ يعني اين طور نيست كه اراده هاي ما سهمي در شكل گيري تاريخ نداشته باشند؛ ولی اراده اي كه محور همه تاريخ است، اراده ربوبي است كه همه اراده ها ذيل او هستند و در سطح بعد اراده انبياء و اولياء علیهم السلام قرار دارند كه محور اراده ایشان هم اراده نبي اكرم و اهل بيت ايشان صلوات الله علیهم اجمعین است. آن اراده هاي عظيم، محور همه تحولات تاريخي بشر هستند و پس از آن ها، اراده هاي انساني مطرح اند که اراده هاي تبعي و در سايه آن اراده ها می باشند. در عين اينكه این اراده ها در حركت اجتماعي بشر نقش ايفا مي كنند، ولی آن حقيقتي كه جامعه بشري را به سمت كمال و قرب سير مي دهد، ربوبيت خداي متعال و در مرحله بعد عبادت و بندگي و پرستش و سجده اوليای معصوم علیهم السلام و به تبع آن ها انبيا و اوصيا علیهم السلام و در مرحله بعد هم مؤمنين است.