برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
ولی خدا در همین رابطه ها شیعه را تهذیب می کند، نه تنها تهذیب فردی، بلکه حیات اجتماعی شیعیان را هم تهذیب می کند. به اندازه ای جامعه که تهذیب می شود، نور ولایت در او جاری می شود؛ به جایی می رسند که همه روابطشان حول محبت ولی و حول محبت الله است که فوق مسئله بهشت و جهنم است. حول عاشورا، چنین چیزی باید اتفاق بیافتد. جامعه مومنین باید حول محور بلاء ولی خدا و عبادت حضرت در عاشورا و سجده عظیم حضرت، شکل بگیرد و زیارت عاشورا، مسیر شکل گرفتن این جامعه را بیان می کند تا باید به برائت کامل و به محبت کامل برسند تا این برائت و محبت به روابط اجتماعی تبدیل بشود.«
وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاتِكُمْ وَ مُوَالاةِ وَلِيِّكُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُم
»
ببینید طریق تقرب موالات رسول، موالات اهل بیت و موالات اولیاء آنها است. اگر موالات اولیاء آنها برای نفس باشد تقرب نمی آورد. یعنی این موالات موالاتی است که از بستر محبت ولی خدا می گذرد. دشمنی ها، بغض ها، نفرت ها، شدت ها، غضب ها، همه از بستر ارتباط با ولی خدا می گذرد. رحمت ها و محبت ها و عطوفت ها، همه از بستر ارتباط با ولی خدا عبور می کند. جامعه مومنین این گونه است. من یک آدرسی می دهم خود شما مراجعه کنید.
ممکن است دو نفر که مثلاً خودشان را ولايي مي دانند و سعی می کنند در این خط باشند اما نسبت به هم نمی توانند این الفت را داشته باشند، ریشه یابی این مساله یک مسیر طولانی را می طلبد ولی اجمالش این است که اگر کسی در محبت ولی خدا تهذیب پیدا کرد، باید این محبت در رابطه با دوستان حضرت «لحبهم» ظهور پیدا کند، نه به خاطر چیزهای دیگر و دشمنی با دشمنانشان بلکه به خاطر محبت اهل بیت. اگر اهل بیت ع درجه محبت شان به مومنین متفاوت بود به خاطر درجات درجات حبشان است، «ان اکرمکم عندالله اتقیکم»(حجرات/13) خود خدای متعال هم همین طوری است. تقوا به چيست؟ محترم ترین آدم نزد خدای متعال کسی است که بیش از همه ولایت الله را قبول دارد.
ما باید در ارتباط اجتماعی مان هم رابطه را تهذیب کنیم. حقیقت تهذیب به جریان ولایت است. یعنی رابطه من با شما هم باید تحمل ولایت باشد تا ولایت در آن جاری بشود. این که «
امرنا صعب مستصعب
»(11) یعنی همین. یعنی من در همه شئون حیاتم، تحمل ولایت کنم و آن ولایت جاری بشود. اگر محبت به محور محبت به خدا برگردد ، هرکسی را به اندازه خودش باید دوست داشت. به ابراهیم خلیل خدای متعال ميفرمايد خودت را بیشتر دوست داری یا پیغمبر آخر الزمان را؟ عرضه می دارد پیغمبر آخرالزمان، او را باید بیشتر از خودش دوست بدارد. چون خلیل الله است. محبتش فانی در خدای متعال است. در باره بغض هم ما باید بغضمان را تهذیب کنیم. «
أَوْثَقُ عُرَى الْإِيمَانِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ، وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ، وَ تَوَالِي أَوْلِيَاءِ اللَّهِ، وَ التَّبَرِّي مِنْ أَعْدَاءِ اللَّه
»(12)