برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
نكته اين است كه چون اين رشته تولي نسبت به نور و ظلمت را مي توان نسبت به ايشان مطرح كرد در واقع تا قبل از بلوغ مي توانيم معرفت هاي مادي، نسبت به جهان خارج داشته باشيم. ولي تكليف نوزادان يا كودكاني كه مي خواهند معرفت پيدا كنند چيست؟ آيا بالاخره تولي به نور يا ظلمت، در آنجا مصداق دارد يا خير؟ اين معرفت تا چه اندازه اي، اختياري و ارادي است؟ لذا مشكل اين تئوري اگر قائل به معناي اول علم و معرفت يعني مطلق دانش باشد اين است كه در بسياري از مواضع، داراي نقص است؛ اگر نگوييم كه مورد نقض دارد. حداقل اين است كه اين تئوري در اين موارد، تبيين گر نيست. به علاوه اگر كسي بخواهد خارج از پارادايم نور و ظلمت و ايمان و كفر به حقيقت برسد و تبيين موضوع كند، تكليف او چه مي شود؟