برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
نسبت به تمدن غرب نگاه هاي متفاوتي وجود دارد؛ اولاً بعضي از نگاه ها تنها معطوف به لايه ظاهري اين تمدن هستند و همه لايه هاي آن را مورد توجه قرار نمي دهند؛ ثانیاً در نگرش های موجود، درباره پيوستگي اجزای اين تمدن به یکديگر و نگاه كل گرايانه به آن تفاوت وجود دارد؛ به همین دلیل داوري هاي موجود نسبت به تمدن غرب نیز متفاوت هستند.
به نظر می رسد جريان پس از رنسانس از اعماق جامعه انساني شکل گرفته است؛ يعني از عمق ارواح جامعه انساني غرب تحولي رخ داده که به دنبال آن يك عقلانيت اجتماعي توليد شده و سپس تحولي دیگر در مناسبات و ساختارهاي اجتماعي و بعد هم در محصولات اجتماعي پدید آمده است؛ به سخن دیگر تمدن غرب در نظم خياباني و تكنولوژي و … خلاصه نمي شود؛ تمدن غرب محدود به نظم پيچيده ظاهري و ساختارهاي اجتماعي منظم آن نیست؛ بلكه وراي ساختارهاي اجتماعي و تكنولوژي و محصولات مدرن، دارای عقلانيتی پيچيده اعم از عقلانيت كلامي و فلسفي و كاربردي است؛ و وراي آن نیز گرايشات روحي و تحولات روحي وجود دارد.