برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
پاسخ: من معتقد نیستم. خداوند برای کسی عقل مستقل نیافریده است. وقتی می فرماید «اول ما خلق العقل»، نمی خواهد بگوید چیزی جدا به نام عقل آفریده ام. عقل همان نبی اکرم است که «ما عبد الرحن» است، نه عقل امثال معاویه! پس یک عقل بیشتر نداریم و آن نبی اکرم است که همه شعاع آن هستند؛ شعاع عقل هم در تولی عمل می کند. یعنی علامت این که عقل است، این است که در مدار و بر محور نبی اکرم عمل می کند. هر وقت مستقل عمل کرد، دیگر عقل نیست. این نقد ما به فلسفه است. آیا عقلی که ارسطو با آن تعقل می کرد، به او می گفت من در فهم، نوکر انبیاء هستم یا آن که می گفت من عقل مستقلی دارم و در همه زمینه های از حکمت نظری تا حکمت عملی از ریاضیات تا موسیقی حرفی برای گفتن دارم؟! آیا آن که از ابتدا پرچم استقلال بر می دارد عقل است؟ عقل ذاتاً متعلق به نبی اکرم است و اصلاً عقل مستقل نداریم. هرجا که ادعای استقلال شد آن دیگر عقل نیست، انانیت نفس است که در قدرت محاسبه ظهور پیدا می کند. و عقل پنداشته می شود. صرف محاسبه نظری، عقلانیت نیست. زیرا شیطان هم قدرت محاسبه دارد و دنیا را با همین محاسبه می چرخاند. در صورتی که عقل شعاع وجودی نبی اکرم است. جهل هم که شعاع وجودی ابلیس است دامنه ای در وجود ما دارد که نفس اماره است: «
أعدی عدوّک نفسک التی بین جنبیک
». اگر کسی بر مدار نفس خود حرکت کرد، آیا دیگری محاسبه نمی کند؟ پس عقل از منظر دین اساساً در تعلق بوجود نبی اکرم معنا می شود و استقلال آن نشانه این است که عقل نیست.