برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
حال روشن می شود که چرا صلوات مبدأ طهارت است. سجده در مقابل خداي متعال مبدأ صفات حميده است و طريق سجده، تواضع در مقابل نبي اكرم است؛ وقتي سجده مي كنيم، به حقيقت سرّ ولايت مي رسيم وقتي تواضع و تعظيم مي كنيم، وقتي سرّ ولايت آمد، نورانيت ها و صفات نوراني هم به دنبالش مي آيد. اين مطلب همان است – خوب دقت بكنيد – كه در روايات از يك طرف مشكات انوار الهي را به قلب و صدر نبي اكرم(ص) تشبيه مي كند، به فاطمه زهرا(س) تفسير مي كند و از يك طرف به قلب مومن و فرمود قلب مومن مشكات انوار است. يعني حقيقت نوري كه در قلب حضرت است، به اندازه ظرف وجودي مومنين، در آينه ها که مقابل او قرار مي گيرد، منعكس مي شود. مثل نور خورشيد كه در ماه منعكس مي شود. لذا در روايت می بینیم، مومن نسبت به حضرات معصومين، مثل ماه نسبت به خورشيد است. ديگران از طريق آنها نور مي گيرند.
در اين جا این نكته را باید باز بكنيم که صلوات يعني تعظيم در مقابل خليفه الهي که اسم اعظم اعظم الهي است «
وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الَّذِي إِذَا دُعِيتَ بِهِ أَجَبْت
»(17) درك آن عظمتي كه اعظم از همه عظمت ها است «
كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَقُولُ مَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ آيَةٌ هِيَ أَكْبَرُ مِنِّي وَ لَا لِلَّهِ مِنْ نَبَإٍ أَعْظَمُ مِنِّي
»(18) تعظيم آن اسم اعظم اعظم الهي، درك آن عظمت، تواضع در مقابل آن عظمت و سجده تعظيم، طريق سجده بندگي خداي متعال است. اين سجده تعظيم و سجده بندگي، طريق جريان نورانيت نبي اكرم و صفات حميده ايشان در وجود مومن است.
وقتی ما يك صلوات مي فرستيم، يك صلوات هم خداي متعال مي فرستد. صلواتي كه ما مي فرستيم، تعظيم است. صلوات خداي متعال اين است كه نور عظمت نبي اكرم را به اندازه صلواتمان در وجود ما جاري مي كند. آن صلوات است كه مبدأ طهارت است. قرآن را ببينيد؛ یک آیه می فرماید «
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِي يا أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا صَلّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليمًا
»(احزاب/56) و آيه ديگری می فرماید «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً
» «
وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
» «
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً
»(احزاب/41-43) شما اهل ذكر كثير باشيد تا خدا و ملائكه بر شما صلوات بفرستند. اين ذكر كثير در بعضي روايات به صلوات تفسير شده است. امام صادق(ع) فرمود کسی که ده تا صلوات بفرستد، خدا و ملائكه بر او صد تا صلوات مي فرستند.
بعد اين آيه را آوردند «
هُوَ الّذي يُصَلّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظّلُماتِ إِلَى النّورِ
»(19) صلوات خداي متعال ما را از ظلمت به سمت نور بيرون مي برد. آیا اين همان نيست كه «
اللّهُ وَلِيّ الّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظّلُماتِ إِلَى النّورِ
»؟ اين اخراج همان صلوات است. صلوات خداي متعال، سير دادن ما در عالم انوار است. آن نور چيست؟ در روايتی امام باقر(ع) فرمود نور آل محمد عليهم السلام است.(20) پس حاصل مسئله اين است: اقرار ما، تعظيم ما و صلوات ما، طريق سجده خداي متعال است. اگر اين سجده واقع شد آن وقت خداي متعال صلوات مي فرستد. اين صلوات خداي متعال، نوراني كردن مومن به نور توحيد و نور ايمان است. آن نور چيست؟ آن نور، چيزي جز سرّ نبي اكرم نیست. درجاتِ صلوات افراد متفاوت است. صلوات جناب ابراهيم خليل، او را به خُلّت مي رساند. خُلّت ابراهيم خليل، شأني از شئون خُلّت نبي اكرم است. وقتي ابراهیم(ع) صلوات مي فرستد و تعظيم مي كند، آن شأن به او داده مي شود.
رسيدن به درجات معرفت و صلوات، راههايي دارد، از عمل تا دعا و التماس و التجاء و مراقبه، همه اين راه ها هست. ولي فعلاً در صدد بیان طريق هستیم. وقتي بزرگان مي گويند خودتان را تهذيب كنيد، در حقیقت مي گويند بايد هفتاد سال عملتان، ذهنتان، روحتان، همه چيز تحت مراقبه باشد. منتها عرض من اين است: همه اين مراقبه ها بايد به مراقبه صلوات و تعظيم نبي اكرم برگردد. اين كه خيال كنيم ما خودمان قطب مي شويم و ميخ عالم مي شويم، مي رويم در غار مي نشينيم و رياضت مي كشيم … شش هزار سال کارهای این چنینی (در شیطان) منتهی به رجم مي شود. شصت سال، هفتاد سالِ ما كه چيزي به حساب نمي آيد.
صلوات ما يعني اقرار ما به عظمت، تابع درجه اقرار ما است. يك مرتبه اش که در مقام اقرار ابراهيم خليل است، مي شود خليل الله. یک مرتبه اش که اقرار انبياء اولوالعزماست، مي شوند اولوالعزم. همه اين مقامات از شئون آن كلمه روح است كه به آنها داده مي شود. كلمه روح در آنها دميده مي شود، مي شوند اولوالعزم. آن كلمه روح، به اندازه صلواتشان است. كه از طريق سجده در مقابل خداي متعال به آنها عنايت مي شود. لذا دو دسته هستند كه صلوات و ولايتشان تام است، تعظيم شان در مقابل آن ولايت تام است، انبياء و مومنين كامل ممتحن. اين دوسته هستند كه همه صفات حميده، به آنها عنايت مي شود. اين است كه اين صلوات، طريق طهارت است.