برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
در هر حال ايشان بايد اراده ربوبي و قدرت هماهنگي توسط اين اراده را اثبات تا بعداً ادعا كنند كه چنين چيزي، امري فاعليّتي است و به نسبيّت نمي انجامد. اما مشخص نيست كه ايشان، اينها را با چه ملاكي اثبات مي كنند؛ سؤال ما اين و كاملاً روشن است. حال آنكه ايشان مي خواهند با همين نظريه اين ابهامات را حل كنند كه حل نمي شود. اگر هم بنا باشد خارج از قالب، آنها را مرتفع كنند باز هم حل نمي شود. چون اصولاً خارج از قالب، غير از صدق و كذب، امر ديگري نيست. لذا به نظر ما باز كماكان مشكلات نسبيت باقي مي ماند . اگر بخواهند با فطريات، آنها را حل كنند، مشكل است؛ زيرا طرف مقابل ملحدي است كه مي گويد اين حقيقت را در درون خود نمي يابم. يا بايد او را اجبار كرد و گفت: « تو نمي فهمي و گرنه مي تواني آنرا بيابي» و يا بايد فضايي ايجاد كنيم كه فطرتش بيدار شود و يا براي او برهان اقامه كنيم.