برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
ثانياً برخي فلاسفه معتقدند كه نسبيّت، امري موضعي و لوكال(14) است. ممكن است در حوزه معرفت، كسي نسبي گرا باشد اما در حوزه هاي ديگر چنين نباشد. و البته گاهي هم اين امر، فراگير است. مثلاً من در حوزه علوم تجربي نسبيّت گرا هستم. يعني نه به دنبال يقين بلكه در پي ظن هستم. اما مي پذيرم كه در حوزه فلسفي، نسبيّت حاكم نيست و بايد يقين حاصل شود. طبعاً تفكيك اين دو حوزه معرفت، با استناد به دليلي كه مدعا را اثبات كند، شدني است. حال اگر شما در اصل معرفت، ادعاي جهت گيري علوم كرديد معناي اولي، كه به ذهن منصرف مي شد اين است كه شايد مقصود، تنها علوم تجربي باشد ولي ادعاي صاحب نظريه در اصل معناي علم و معناي مطلق علوم است. اگر اين معناي جهتداري پذيرفته شد، آنگاه نسبيّت، نسبيّت موضعي و موقت در يك حوزه از معرفت نيست بلكه در همه حوزه هاي معرفت با اين نسبيّت، خود را نشان مي دهد.