برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
البته بر اساس مسك «اصالت ماهيّت» به خصوص در باب ماهيّات مي توانيد بگوييد كه ماهيّتِ خارج است كه به ذهن مي رسد. اما سؤال من نيز همين جاست. اولاً چه كسي گفته است كه در خارج، ماهيّت وجود دارد؟ اين دعواي اصالت وجود و ماهيّت است، اگر گفتيد كه در خارج حقيقتاً ماهيت نيست، معلوم مي شود كه خارج، ظرف وجود است و ماهيت، امري اعتباري است. در اين صورت اين جواب بي معنا خواهد بود. چون خارج، ظرف وجود است و ماهيّت هم، اعتباري است. طبعاً ماهيّت اعتباري نمي تواند كاشف از وجود واقعي باشد.
مي گوييد اما خودِ وجود كه به ذهن نمي آيد. پس بحث بر سر اين است كه آيا ماهيّت، در خارج وجود دارد يا خير و اگر جواب مثبت است چه كسي گفته است كه ماهيّت ها به ذهن مي آيند؟ چون بالاخره اگر بناست اين چنين باشد بايد ماهيّت، با وجودش به ذهن بيايد. چه اينكه ماهيّت، بدون وجود محقق نمي شود.