برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اما اشكالي نيز از سوي ايشان متوجه ما شد كه اگر ما تئوري فاعليّت ايشان را نپذيريم و كماكان بر مبناي كشف اصرار بورزيم، چگونه مي خواهيم تأثير گناه و پاكي را در معرفت مطرح كنيم؟ پاسخ اشكال اين است كه اصولاً دليل اقامه شده بر يك تئوري بايد بتواند تئوري را تمام كند.
فرضاً من نتوانستم بر نظريه كشف و مطابقت، دليلي اقامه كنم. آيا معنايش اين است كه الزاماً تئوري فاعليّت اثبات مي شود؟! حال آنكه ايشان بايد درتئوري خود، لوازم منطقي و نكات و ادّله مربوطه را ذكر كنند تا بتواند از اين طريق، اصل تئوري شان را (آن هم در چارچوب عقلانيّت سابق بر هر مبناي الهياتي) اثبات كنند. در واقع عدم پذيرش يك تئوري الزاماً بمعناي پذيرش صحت مطالبي نيست كه در خصوص اين نحوه از فهم ارائه مي شود.
لذا اين اشكال به نحوه استدلالي باز مي گردد كه بر اين تئوري شده است.