برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
آنچه محور صلاح و فساد جامعه است چيست؟ آيا قانون خوب، اصلِ خوبي است؟ آحاد افراد اصل اند؟ يا اصل در صلاح و فساد جامعه، ولايت حق و ولایت باطل است؟ اراده اي هست که ميخواهد در جامعه نافذ و جاري بشود، وحدت جامعه را تأمين بکند و وحدت نظام جامعه به او بر ميگردد، اراده هاي ديگر حول او جمع ميشوند و تعلق به او محور اصلي شکل گيري جامعه است، اگر آن اراده صالح بود، جامعه صالح ميشود و اگر فاسد بود، جامعه فاسد ميشود. محور اصلي صلاح و فساد جامعه، ولايت حق و باطل است. محور اصلي ظرفيت ارتقاء جامعه، ظرفيت ولايتش است؛ چه در دستگاه باطل چه در دستگاه حق. در دستگاه باطل هم وقتي مديريت مادي شدت پيدا ميکند، جامعه مادي از يک سطح وارد يک سطح ديگر ميشود و مقياس دنيا پرستي عوض ميشود، مقياس استکبار و شيطنت عوض ميشود.
شيطنت مشاعي که الان در دنيا انجام ميشود. در دوره هاي گذشته کي ممکن بود که يک عده اي فلسفه اش را درست کنند، يک عده اي دانش تجربياش را درست کنند، فناوريها و صنعت پيچيده اش را درست بکنند، ساختارهاي جهانياش را درست بکنند و بعد معصيت را جهاني بکنند، ارزش هاي فاسد را جهاني بکنند؟ اين وسايل ارتباط جمعي و رسانه هايي که پيدا شده و فساد را از طريق نشر اخبار و اطلاعاتشان، از طريق نشر هنر، از طريق تنظيم اخبار يا از طريق هنر مبتذلشان در عالم بسط ميدهند. پشت سر این کارها يک نظام مطالعات پيچيده تاريخي است که همه آنهايي که اين مطالعه را کردهاند، در اين فعل به نحو مشاع حضور دارند. این افراد با اين نظام کم کم هم فساد را گسترش دادند، و هم مهمتر از فساد، ارزش ها را تغيير دادند. شما حق نداريد بگوييد چرا يک سايت فاسد در آن طرف دنيا ايجاد فساد ميکند و فساد را منتشر ميکند. ميگويند آزادي است، يعني دموکراسي و اصل بودن آزادي فردي انسان در اين که هر کاري را که بخواهد بکند. حتي وقتي کسی به نبي اکرم جسارت ميکند و امام فتوا ميدهد که مهدور الدم است، آنها ميگويند شما چه حق داريد آزادي انسان را محدود بکنيد! يعني انسان مداري و اصل شدن آزادي فردي تبديل به يک ارزشي ميشود که همه ارزشها حول آن تعريف ميشوند.
اين اشاعه فساد و اين که ارزش ها را اين قدر تغيير بدهند، يک مقياس جديدي از دنيا پرستي است، در گذشته نبود؛ نه تکنولوژياش بوده، نه نرم افزارش بوده، نه سخت افزارش بوده و نه ارزشهاي متناسبش جهاني شده بود. «بعد ما ملئت ظلما و جورا» همه روابط فاسد ميشود. همينطور که پرستش مادي ميتواند مقياسش عوض بشود، پرستش الهي هم مقياسش عوض ميشود. واقعا با ظهور نبي خاتم و اوصياء مکرم ايشان صلي الله عليه و آله و سلم و بعد در عصر ظهور که خلافت الهي تحقق پيدا ميکند، مقياس عبادت اجتماعي عوض ميشود.