خانه ⬅️ فهرست نوشته ها ⬅️ مخالفت با «وجداني بودن اصل مطابقت»، مخالفت با اجماع حاكم
برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اولاً مراد از مطابقت، مطابقت بين آن صورت ادراكي با محكي بالذات است كه طبق بيان اخير جناب آقاي ميرباقري، مطابقت صورت علمي با جهان خارج مي باشد.
آنچه در تئوري هاي معرفت شناسي تحت عنوان «كرسپاندنس تئوري»(1) مطرح است مطابقت صورت علمي با خارج مي باشد كه ايشان فرمودند اگر كسي ادعا كند اين، امري وجداني يا علم حضوري است من خلاف آن را به علم حضوري ادعا مي كنم. اما سؤال اينجاست كه چه كسي چنين ادعايي كرده است؟!
حمایت مالی از فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و چند رسانهای
بر محور اندیشههای کلامی و اجتماعی
با هدف ترویج معارف اهل بیت و قرآن