برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
همچنین اشاره کردیم که رسیدن به کمال، خیر، مقام توحید و متصل شدن به صفات حمیده و بعد متصل شدن به حقیقت توحید و متحقق شدن به حقیقت توحید چیزی نیست که از ناحیه ما انجام بشود، بلکه حقایقی است که از عالم الهی به ما می رسد و ما باید تلاش کنیم که در مسیر آن قرار بگیریم. در واقع ایمانی که ما می آوریم به حقیقت ولایت خدای متعال و اولیاء معصوم، ما را در مسیر آن فیوضات قرار ميدهد. فیوضات، از آن طرف است و اصلاح انسان از طرف خودش نیست، اصلاح از طرف بالا انجام می گیرد. ولایتی که بر ما جاری می شود، ما را اصلاح می کند. کما این که از جهت فساد، ولایتی که در فرد جاری می شود، او را فاسد می کند. کفران نسبت به نعمت ولایت حق موجب می شود که ولایت باطل بر او جاری بشود و در محیط ظلمت قرار بگیرد. جریان ظلمت انسان را و مسیرش را ظلمانی می کند. به عکس، اگر کسی ایمان به این ولایت آورد، حقیقت ولایت نور در وجودش جاری می شود، خود او و مسیرش را نورانی قرار می دهد لذا «
الْمُؤْمِنُ يَتَقَلَّبُ فِي خَمْسَةٍ مِنَ النُّورِ مَدْخَلُهُ نُورٌ وَ مَخْرَجُهُ نُورٌ وَ عِلْمُهُ نُورٌ وَ كَلَامُهُ نُورٌ وَ مَنْظَرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَى النُّور
»(1) قلب مومن مشکات انوار می شود و آن انوار در آن تجلی پیدا می کند، قلب مومن آینه قلب نبی اکرم(ص) و ائمه هدات معصومین می شود و انوار هدایت در او جاری می شود و خودش و مسیرش نورانی می شود؛ به عکس، کفران این نعمت موجب می شود انسان در محیط ظلمات قرار بگیرد و ولایت اولیاء طاغوت بر او جاری بشود، خودش ظلمانی می شود مسیرش هم ظلمانی می شود.
این را هم عرض کردیم که این جریان نور و ظلمت اختصاص به فرد هم ندارد. البته یک مقداری نیاز به گفتگوهای بیشتر دارد ولی اجمالش را اشاره کردیم که انسان فقط در ساحت وجودی فردی خودش به عنوان یک جزیره مستقل از سایر انسانها نیست که با قرار گرفتن فردی تحت هدایت و ولایت اولیاء معصوم اصلاحش انجام شود، بلکه جامعه انسانی و روابط اجتماعی انسان باید تهذیب شود. باید اخلاقی که ما را به هم گره می زند و موجب همکاری و همفکری ما می شود، الهی بشود، و جامعه و روابط اجتماعی هم تحت ولایت نور قرار بگیرد. با قرار گرفتن روابط اجتماعی تحت ولایت نور هم انگیزه حیات اجتماعی بشر، هم روابطش و هم نظاماتش آرام آرام نورانی می شود. در این صورت ابتدا جامعه از انگیزه های دنیایی فاصله می گیرد سپس آرام آرام در درجات مختلفِ انگیزه الهی سیر می کند. این سیر با محبت انجام می شود. جامعه به جایی می رسد که حتی از خوف و طمع های بیش از دنیا هم فراغت پیدا می کند و به مقام عبادت از سر شکر و محبت می رسد که فرمودند: «
إِنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً
»(2)
بنابراین همان طور که اشاره کردیم روابط اجتماعی مان هم باید به نور ولایت الله و نور توحید نورانی بشود. این طور نیست که انوار توحید و هدايت خدای متعال و ولایت خدای متعال فقط باید در حوزه حیات فردی و عرصه معنویات باطنی ما جاری بشود بلکه همه زندگی مان باید با معنویت و توحید بشود. جامعه ما جامعه ای بشود که همه چیزش و همه شئونش به خدای متعال و ولی خدای متعال تسلیم باشد.
اشاره کردیم چیزی که در عصر ظهور اتفاق میافتد، یک چنین جریانی است. یعنی همه شئون حیات انسان نورانی می شود و اصلا وارد فضای دیگری می شود. این طور نیست که در همين فضایی که ما الان داریم زندگی می کنیم، بشر زندگی کند الا این که یک خیراتی هم باشد! اصلا فضا عوض می شود. مرتبه جدیدی از ظهور ولایت در عالم واقع می شود و همه مومنین از آن ظهور برخوردار می شوند. بعداً عرض می کنیم که یکی از آثارش نورانی شدن و مشاهده ملکوت و امثال آن است. لذا به نظر می آید در عصر ظهور تقریبا ملکوت عالم در دسترسی کثیری از مومنین قرار می گیرد. این طور نیست که معدود انسان هایی دارای اين مقام باشند. یعنی حقیقت، ظهور جدیدی در عالم پيدا مي کند.
پس حیات اجتماعی انسان ها از انگیزه و عاملی که آنها را به هم گره می زند و وحدت اراده ها را ایجاد می کند تا افکارشان تا همکاری هایشان، همه نورانی می شود. اگر حیات اجتماعی انسان از هدایت اولیاء الهی دور شد، هرچه که انسان در حیات اجتماعی خود از تسلیم بودن به حقیقت ولایت خارج بشود، ایمان نیاورد، تسلیم محض نباشد جریان ظلمت در او بیشتر جاری می شود. چون ایمان ارکانی دارد و تسلیم یکی از ارکان مهم آن است. فرمود: «
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
»(نساء/65). تا انسان به تسلیم محض نرسد، مومن نیست. اگر جامعه در عرصه حیات اجتماعی هم تسلیم باشد، نورانی می شود. به هر میزانی که تسلیم نباشد از دایره ایمان خارج می شود. وقتی از دایره ایمان خارج شد، دیگر حقیقت ولایت در آن جاری نمی شود. چون نمی پذیرد. نعمت ولایت نعمتی نیست که به زور بر کسی تحمیل بکنند. نعمت گران قیمتی است که «
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ لَهُ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي
»(بقره/256) بنابراین اگر جامعه ای در همه شئون و روابط خودش تسلیم محض شد آن وقت همه حقایق بر او جاری می شود؛ همه روابطش نورانی می شود؛ همه روابطش توحیدی می شود ؛ روابطی که در آن، ولایت خدای متعال جاری است و بر مدار ولایت خدای متعال است. و در هر رابطه ای هم که از ایمان خارج شده، کفران بورزد، نتیجه اش این است که آن رابطه ظلمانی می شود، تحت ولایت ظلمت قرار می گیرد. این امر را باید یک مقدار بیشتر تعمیم بدهید.