برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
جامعه های بشری که در طول تاریخ پشت سر هم آمده اند به هم پیوسته اند. جامعه مومنین یک جامعه از لحاظ تاریخی هم به هم پیوسته است که دوره های محتلف آن با هم داد و ستد دارد؛ از گذشته ها فرهنگی را می گیرد و ارتباط حقیقی با گذشته ها دارند. هم گذشته ها ارتباط حقیقی با ما دارند، هم ما ارتباط حقیقی با آنها داریم کما این که با آیندگان ارتباط حقیقی داریم. ما که منتظر عصر ظهور هستیم اگر حقیقتا منتظر باشیم، ما وابسته به آنها هستیم، در ثواب آنها شریکیم، کما این که وقتی تعلق داریم به گذشته، وابسته به آنها هستیم و در ثواب آنها شریکیم. این ارتباط حقیقی است، قراردادی نیست. این محبت، ما را به خود آنها، اعمال آنها و نیات آنها گره می زند.
بنابراین جامعه مومنین با وحدت ایمانی، با وحدت تمایلات و انگیزه ها و با وحدت حب و بغضی که دارند، حقیقتا به یک پیکره بزرگ و یک وحدت بزرگ تبدیل می شوند. اگر شما جامعه مومنین و موحدین را از اول تا آخر عالم، یک جا از بالا نگاه بکنید، مثل این است که همه در یک مجموعه در حال عبادت و نماز خواندن و اقتدای به نبی اکرم هستند، بر محور حضرت خدا را عبادت، تعظیم و تکریم می کنند، و همه شان در حال پرستش خدای متعال هستند. کما این که اگر دستگاه باطل را ببینید، همه آنها بر محور اولیاء طاغوت و دشمنان نبی اکرم و ائمه هدات معصومین دارند دنیا و نفس را می پرستند، استکبار علی الله و تفرعن بر خدای متعال می کنند و همه زندگی شان زندگی آلوده به تفرعن و استکبار بر علیه خدای متعال است. یک طرف دستگاه بزرگ ایمان و طرف دیگر دستگاه بزرگ استکبار.
همه جامعه ها مثل اندام یک دستگاه بزرگ می مانند و انسانها مثل سلول های این پیکره بزرگ هستند که یک روح این پیکره را حرکت می دهد که همان روح مقدس نبی اکرم و حضرات معصومین هست. آن ها کلمه روح و کلمه نور هستند، آن روح حقیقت ولایت خدای متعال است که جامعه مومنین را رهبری می کند. در آن طرف، دستگاه ابلیس و اولیاء طاغوت است که کل آن جامعه را پیش می برد؛ یکی به سمت نور، به سمت انوار الهی و هدایت «
الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور
»؛ یکی هم به سمت ظلمت. یک جمعیت در نور سیر می کند و یک جمعیت در ظلمت. آنها امام نور دارند، اینها هم امام نار و ظلمت دارند. «
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَ أُناسٍ بِإِمامِهِم
»(اسراء/71) در قیامت هم با ائمه خودشان وارد محشر می شوند. اگر این دو جامعه تاریخی را ببینید، یک جامعه بر محور انبیا است، و دیگری بر محور شیاطین و محور اولیاء طاغوت. محور کل یک طرف وجود مقدس نبی اکرم و سپس حضرات معصومین ع هستند، همه به امامت این فرد، خدا را می پرستند. در طرف مقابل هم دشمنان نبی اکرم محور هستند که همه با هم به امامت آن فرد استکبار و طغیان می کنند. لذا ممکن است معنای «
ایاک نعبد و ایاک نستعین
» این باشد که ما امام خودمان را می بینیم و پشت سر او عبادت می کنیم لذا می گوییم «
ایاک نعبد و ایاک نستعین
». ایشان حقیقت عبادت را دارد می کند، ما هم در شعاع ایشان حرکت می کنیم. و الا چه کسی می تواند ادعای اخلاص بکند «
ایاک نعبد و ایاک نستعین
»، آن هم با حصر؟!