برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. عرض کردیم که برخورد ما با بحث ولایت می تواند برخوردی حداقلی باشد و می تواند نگاهی حداکثری باشد که همه معارف بر محور آن تبیین شود. بیان کردیم که شاید نگاه دوم، نگاه صواب و بهتری باشد و ما باید قاعدتاً این نگاه دوم را تعقیب کنیم، چون با معارف و روایات تناسب بیشتری دارد. بر اساس همین نگاه ما به طور گذرا اشاره کردیم که حضرات معصومین و ولایتشان طریق جریان توحید و ولایت خدای متعال در عالم هستند. هم اسماء حسنای الهی و هم سرپرستی خاص خدای متعال و هدایت به نور از طریق این حضرات در عالم جریان پیدا می کند. بنابراین معصومین در قوس نزول، واسطه جریان توحید و ولایت حقه هستند و در قوس صعود هم، واسطه در عبادت و معرفت حضرت حق هستند. آنها سبیل عبادت و وجه الهی هستند. بنابراین هیچ معرفتی و هیچ عبادتی الا از طریق معرفت و طاعت آنها واقع نمی شود.
بر همین اساس اشاره کردیم که اگر دین الهی برای هدایت ما نازل شده، نسبت دین با جریان ولایت به این کیفیت است که باطن دین، همین جریان ولایت است و شریعت، مناسک جریان این ولایت در زندگی و حیات ما است. بنابراین باطن دین داری هم پذیرش ولایت است و شرایع مناسک، آداب و طریق رسیدن به حقیقت توحید و عبودیت است. شرایع، ما را به ولایت هدایت می کنند و ولایت هم طریق درک حقیقت عبودیت است.
بر اساس همان نگاه حد اکثری اشاره کردیم که پرورش اخلاقی و تهذیب اخلاق هم از شرایعی است که باطنش ولایت حضرات معصومین است. با روایات، به خصوص حدیث عقل و جهل اجمالاً توضیح دادیم که تهذیب نفس، چیزی جز رسیدن به حقیقت توحید نیست و طریق رسیدن به توحید، ولایت است و صفات حمیده، از شئون جریان ولایت اولیاء معصوم در وجود ما هستند. بنابراین نورانی شدن به نور اوصاف حمیده، فرع بر نورانی شدن به نور ولایت و توحید است و صفات رذیله هم از فروع استکبار بر خدای متعال و تعزز در مقابل اولیاء الهی و طبیعتا تولی به ولایت اولیاء طاغوت و ظلمات هستند.
بحث دیگری را که اجمالا اشاره کردیم، مسئله موضوع سرپرستی معصوم بود. موضوع سرپرستی ولایت، سرپرستی رفاه و امثال اینها نیست بلکه موضوع واقعی سرپرستی ولایت، سرپرستی فطرت انسان، سرپرستی عبودیت و گسترش تقرب است. البته ظهور عدل، رحمت، امنیت، رفاه و امثال اینها از آثار و لوازم ولایت حق است.
نکته دیگری که بحث شد این بود که جریان سرپرستی ولایت حق که حاصلش توسعه تقرب است چون طریق جریان توحید و جریان ولایت خدای متعال است، باید نسبت به همه عرصه های حیات انسان فراگیر بشود. بنابراین نمی شود موضوع ولایت و امامت و دامنه اش را در حوزه حیات باطنی انسان ها خلاصه کرد بلکه همه روابط انسان باید به نور توحید و نور ولایت نورانی بشود و به تعبیر دیگر باید به عبادت و پرستش خدای متعال تبدیل بشود. چون باید همه روابط به نور ولایت و عبودیت نورانی بشود و معصومان طریق جریان ولایت خدای متعال هستند.
بنابراین دامنه ولایت معصوم، همه عرصه های حیات انسان را فرا می گیرد. هیچ عرصه ای نیست که نیاز به سرپرستی نور نداشته باشد و ما در آن عرصه، از این هدایت مستغنی باشیم و بدون این هدایت بتوانیم به مقصد برسیم. ما در هیچیک از عرصه های زندگی مان از ولایت و هدایت خدای متعال مستغنی نیستيم. اگر در مقابل این نعمت استکبار کردیم، حاصلش چیزی جز خروج از ولایت الله و طبیعتا غلبة ولایت اولیاء طاغوت و ظلمات بر ما و دخول در جهنم نیست. بنابراین نکته بعدی این بود که همه عرصه های حیات می بایست تحت ولایت قرار بگیرد و به بستر تقرب به خدای متعال تبدیل بشود.
به بعضی از آثار ولایت هم اشاره کردیم که اگر این ولایت در عرصه حیات انسان جاری بشود چه اتفاقی می افتد. عرض کردیم یکی از آثارش رسیدن به حیات است. یکی دیگر از آثارش رسیدن به نور است که بعضی آیات قرآن و روایات را در این زمینه خدمت تان تقدیم کردیم. ان شاء الله یک مقداری همین آثار و برکات ظهور ولایت را خدمتتان تقدیم می کنم. قرآن از آثار این ولایت پر است. البته بحث های دیگری هم باقی می ماند. بحث های فراوانی در این زمینه هست که باید تکمیل بشود مثلا این که جریان ولایت و نسبتش با تاریخ و سرپرستی تاریخ و مراحلی که تاریخ با این ولایت سیر می کند تا به عصر ظهور و رجعت می رسیم، بعد از آن بحث قیامت و بهشت است؛ باید توضیح داده شود که جایگاه ولایت که طریق جریان توحید در عالم است چیست. بحث نقش ائمه علیهم السلام در ظهور این ولایت در عالم دنیا، بحث سیر ما و… اینها بحث های مفصلی است که باید در جای خودش توضیح داده بشود.
اگر ما بتوانیم جریان ولایت و آثار و برکاتش را بحث بکنیم، آن وقت معلوم می شود که چرا نعیم حقیقی به تعبیر روایات فقط ولایت معصوم است. چون با آن ولایت است که همه این برکات و آثار ظهور پیدا می کند. نعمت های دیگر با نعمت ولایت است که به عبودیت و قرب تبدیل می شوند و اگر در نعمت ولایت ضرب نشوند، همین امکانات و نعمت ها می توانند به خسارت و درکات جهنم تبدیل بشوند.