برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
رسیدن به مقام خشوع و خضوع و سجده تام در مقابل خدای متعال، جز از طریق خضوع و تواضع و خشوع در مقابل اسماء الحسنی الهی و خلیفه الله واقع نخواهد شد؛ این گونه نیست که کسی بتواند به مقام نفی استکبار، انانیت، خودیت، خُیلا و خودپرستی در مقابل خدای متعال برسد ـ که حقیقت توحید همین است ـ و بتواند با تمام وجود در همه مراتب حول و قوه و اختیار خود، از غیر فارغ شود و سجده تام کند؛ جز اینکه با همه وجود در مقابل خلیفه الله به تواضع تام برسد. این تواضع و خشوع، طریق عبودیت خدای متعال است که ذیل خطبه قاصعه توضیح داده شده است؛ خدای متعال ملائکه مقرب را به مقام و حریم کبریا و عزت خود امتحان فرمود ولی طریق این امتحان، سجده در مقابل خلیفه الله و کلمه روح بود. این سجده و تعظیم تام در مقابل خلیفه الله و کلمه روح، طریق نفی خُیلا، استکبار، خودیت و تعزّز در مقابل مقام کبریایی الهی و نیز طریق تحقق خشوع، تواضع و ذلت در مقابل کبریا و عزت خدای متعال است.
همان طور که الوهیت از آن طریق جاری شده، خشوع در مقابل مقام الوهیت هم از طریق تواضع در مقابل شئون حضرات معصومین علیهم السلام واقع می شود؛ بنابراین هم سیر، هم معرفت از طریق این تواضع محقق می شود؛ چون راه رسیدن به مقام معرفت، جز از طریق عنایت و صنع خدای متعال ممکن نیست؛ چراکه معرفت، صنع الهی است و راه رسیدن به آن هم برهان و استدلال نیست؛ برهان و استدلال، مقدماتند ولی راه معرفت نیستند؛ «
كلما ميزتموه بأوهامكم في أدق معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود إليكم
»(6)؛ سپس فرمود: مورچه خیال می کند که خدای متعال هم شاخک دارد! «
عَجَزَتِ الْعُقُولُ عَنْ إِدْرَاكِ كُنْهِ جَمَالِكَ وَ انْحَسَرَتِ الْأَبْصَارُ دُونَ النَّظَرِ إِلَى سُبُحَاتِ وَجْهِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَرِيقاً إِلَى مَعْرِفَتِكَ إِلَّا بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِك
»(7).
بنابراین طریق معرفت، فقط وحی الهی می باشد که همان حقایق و نوری است که خدای متعال در قلب نبی اکرم صلی الله علیه و آله قرار داده است. این مطلب فی الجمله ذیل آیه نور بحث شد؛ «
الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکاه
»(نور/35)؛ خدای متعال هادی است؛ او «
نور السماوات و الارض
» است ولی این هدایت از طریق مَثَل اعلای الهی در عالم واقع می شود که مَثَل آن نور، وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله است. این مَثَل به چراغدانی تشبیه شده که در آن چراغی روشن است؛ آن چراغ، قلب حضرت است که صدر ایشان در آن قرار دارد؛ در صدر ایشان علم نبوت، وحی الهی و آن هدایت الهی قرار داده شده که همه انبیا و اولیا علیهم السلام از طریق آن علم به مقام معرفت می رسند؛ یعنی هرکس به اندازه ای که از آن علم بهره دارد و آن علم و معرفت به او عنایت می شود، به همان اندازه به معرفت الله می رسد.
چنانچه گفته شد حضرات معصومین علیهم السلام واسطه معرفت هستند و معرفت از طریق آن ها عنایت می شود؛ پس ایشان هم واسطه در معرفت هستند و معرفت از طریق آن ها عنایت می شود، هم واسطه در عبودیتند و تعلیمِ پرستش و سرپرستی در سجده و تواضع به واسطه آن ها واقع می گردد؛ شاید یک معنای «بنا عبدالله بنا عرف الله»(؟) همین است؛ یک معنای دیگر این است که پرستش خدای متعال جز از طریق تواضع در مقابل ایشان، و معرفت خدای متعال نیز جز از طریق معرفت آن ها حاصل نخواهد شد؛ به همه این معانی، آن ها واسطه هستند و جز از طریق معرفت ایشان، معرفت الله حاصل نخواهد شد. معرفت الله از طریق معرفت اسماء الحسنی واقع می شود و عبودیت از طریق تواضع در مقابل خلیفه الله؛ این طریق سجده و طریق نفی خُيلا و استکبار و خودیت و تعزّز و… است.
گفته شد که ابتدا باید سیر در شریعت، سپس سیر در صفات و اخلاق و بعد هم سیر در مراتب توحید داشت؛ در سیر توحید افعالی و اسمائی و صفاتی و در همه این مراتب، معصومین علیهم السلام واسطه اند؛ بنابراین در جریان الوهیت عالم نیز آن ها واسطه اند؛ چه بفهمیم، چه نفهمیم، و چه سیر داشته باشیم، چه نداشته باشیم؛ همچنان که همه مخلوقات طوعاً او کرهاً الهی جز خدای متعال ندارند و متألّه و مفتقر به او هستند، طوعاً او کرهاً نیز در مقابل اسماء الحسنی الهی و خلیفه الله متواضع هستند.
در سیر انسان به سوی خدای متعال نیز که سیر در مدارج عبودیت و معرفت است، امام علیه السلام و خلیفه الهی واسطه هستند؛ یعنی هر معرفتی که به انسان عنایت شود، به شفاعت آن هاست؛ چراکه آن ها مشکات انوار هستند و از طریق آن ها، انوار هدایت در قلوب جاري می شود؛ «
و هم والله ینوِّرون قلوب المؤمنین
»(9). ضمن اینکه آن ها طریق تعلیم و تواضع را به انسان می آموزند و او را در مدارج خشوع و خضوع و رسیدن به مقام عبودیت و توحید و تذلل سرپرستی می کنند؛ این یک معنای آن است؛ یعنی واسطه سیر در مدارج معرفتند؛ یعنی تواضع در مقابل خدای متعال و معرفت حضرت حق از طریق تواضع در مقابل آن ها و معرفت آن ها واقع خواهد شد؛ «
من اطاعکم فقد اطاع الله و من عرفکم فقد عرف الله و من جهلکم فقد جهل الله و من اعتصم بکم فقد اعتصم بالله
»؛ البته این به معنای حلول نیست و نمی خواهیم بگوییم که خدای متعال خود مخلوق شده و یا در قالب مخلوق ظهور کرده است!