برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
سوال: چرا قائل هستید که تولی و تبری جزء اصول دین هستند؟ اگر منظورتان چیز دیگری است، چرا این الفاظ را به کار می برید؟
جواب: با معنایی که از تولی و تبری کردیم، تولی یعنی پذیرش ولایت ولی الله و تسلیم بودن به ولایت ولی الله و که طریق پذیرش ولایت خدای متعال است. اساس ایمان و کفر همین است. درجات ایمان و کفر، به درجات تولی و تبری بر می گردد. البته همه درجات تولی، واجب فقهی نیستند. درجات رشد انسان به رشد در درجات ولایت است «
الَّذِينَ اتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ هُمُ الْأَئِمَّةُ و هُمْ و اللَّهِ يَا عَمَّارُ دَرَجَاتٌ لِلْمُؤْمِنِينَ، و بِوَلَايَتِهِمْ و مَعْرِفَتِهِمْ إِيَّانَا يُضَاعِفُ اللَّهُ لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ، و يَرْفَعُ اللَّهُ لَهُمُ الدَّرَجَاتِ الْعُلى
»(6) به این معنا، تولی و تبری جزء اصول است. اعراض از ولایت غیر خدای متعال، پیدا است جزء اصول دین است. دینداری به اعراض از ولایت غیر است.
البته همین طوری که ما در توحید شرک خفی و جلی داریم، در تولی و تبری هم شرک خفی و جلی داریم. گاهی اوقات انسان برای امیرالمومنین شریک قائل می شود، می گوید حضرت امیر هست اولی و دومی هم هستند، سومی هم هست، حضرت امیر هم هست؛ پیدا است چنین کسی مومن نیست. اگر خوب بفهمد چه می گوید، موحد هم نیست. پیامبر صلي اله عليه و آله وسلم را هم قبول ندارد. منکر همه چیز است. گاهی اوقات حضرت را قبول دارد ولی در فروع، به حضرت تمسک پیدا نمی کند. دلش کاری می خواهد، انجام می دهد. یعنی دنبال نفس و شیطان حرکت می کند. این شرک خفی در ولایت است. روایت را یک بار ذیل آیه آخرسوره مبارکه کهف «
يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا
» خواندیم که درباره عبارت آخر آیه امام صادق(ع) فرمود: «
لَا يَتَّخِذْ مَعَ وَلَايَةِ آلِ مُحَمَّدِ وَلَايَةَ غَيْرِهِمْ وَ وَلَايَتُهُمُ الْعَمَلُ الصَّالِحُ فَمَنْ أَشْرَكَ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ فَقَدْ أَشْرَكَ بِوَلَايَتِنَا وَ كَفَرَ بِهَا وَ جَحَدَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حَقَّهُ وَ وَلَايَتَه
»(7) به این معنا، تولی و تبری از اصول دین است.