برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اما مسئله بعد سنخيت در عليت است كه ملا صدرا در اصالت وجود قائل به سنخيت نمي باشد. از نظر ايشان حقيقت، وجود واحد است و اشخاص متفاوتند. مثل اينكه در ده ليوان، آب علي آباد باشد كه طبعاً ماهيت و وجود همه آنها يك آب است. گرچه شخصِ اين آب از آن آب جداست اما حقيقت ايشان يكي است. وقتي حقيقت ها يكي شد عيبي ندارد حقيقت واحد، حاكي و محكي از يكديگر باشند.
مغالطه بسيار بزرگي كه به نظر من در اين نظريه رخ داده اين است كه اين نظريه با نفي كاشفيت و حكايت و مطابقت، به اثبات نظريات خويش پرداخته است. يعني فكر كرده است شهود بر اين دو استوار است كه اگر آن باطل شد قطعاً اين اثبات مي شود! در حالي كه طرح شهود، اين دو را بديهي نكرده است. فرضاً كاشفيت و حكايت و مطابقت هم دچار مشكل شوند اما باز دليل نمي شود نظريه شما درست باشد. شايد نظريه سوم يا چهارمي درست باشد. براي نظريه خود بايد دليل جدا بياوريد نه اينكه چون اين باطل است پس آن درست است. به نظر ما لوازم باطل و ابهامات كثير آن اتفاقاً مبعد حقانيت نظريه است.