برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
در اين مرحله، ابعاد توسعه(روابط مختلفي كه در آن محقق مي شوند) به صورت بُعد هم ديگر ملاحظه مي شوند؛ يعني توسعه، بخشي ديده نمي شود، بلكه امر توسعه، واحد منسجمي است كه داراي ابعاد است. فرض كنيد اگر توسعه را به توسعه سياسي و فرهنگي و اقتصادي تقسيم كنيم، اين طور نيست كه توسعه سياسي، فرهنگي و اقتصادي به صورت اجزای يك توسعه ملاحظه شوند؛ به طوري كه در ايجاد توسعه سه جزء از هم جدا ايجاد كنند؛ یعنی توسعه سياسي جداي از توسعه فرهنگي و توسعه فرهنگي جداي از توسعه اقتصادي، بلكه در توسعه سياسي، توسعه فرهنگي ملاحظه مي شود و در توسعه فرهنگي هم توسعه سياسي و در هر دو، توسعه اقتصادي مورد لحاظ است. چنان چه وقتي شما ابعاد جسمي را ملاحظه مي كنيد، ابعاد در يكديگر حضور دارند. شما در جسم، طول جداي از عرض و ارتفاع نداريد چنان كه عرض جداي از طول و ارتفاع نداريد. در هر نقطه اي از جسم، اين سه بُعد به صورت در هم تنيده وجود دارند. در جامعه هم، سياست و فرهنگ و اقتصاد به صورت سه بُعد وجود دارند. هر كجا توسعه سياسي است به نحوي توسعه اقتصادي و توسعه فرهنگي هم حضور دارد و بالعكس. بنابراين امروزه در مطالعات توسعه، توسعه اجتماعي به صورت بُعدي ملاحظه مي شود نه به صورت بخشي و به گونه ای كه برنامه ريزي توسعه سياسي به صورت يك بخش جدا و ممتاز از توسعه اقتصادي و فرهنگي و يا توسعه فرهنگي جداي از اين دو ملاحظه شود، بلكه آنها به صورت بُعد همديگر ملاحظه مي شوند و انسان امروزي به دنبال هماهنگ سازي همه ابعاد توسعه بر محور مبنا و فرهنگ واحد است.