برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اما اينكه جناب آقاي معلمي، از مطلق تناسب يا تناسب خاص سخن گفتند و اظهار داشتند كه مفهوم «تناسب» روشن نيست عرض مي كنم كه ما عهده دار تدوين اين اصطلاحات هستيم. به اعتقاد ما تناسب، حضور در نسبت بين تولي و ولايت است. مي فرماييد اصطلاح است. مي گويم ده جلسه وقت مي خواهم تا توضيح دهم و البته قصد بازي با اصطلاحات را هم ندارم. بيان يك نظريه، نيازمند فرصت است اگر فرصتي هست بنده حاضرم به بررسي يك يك اين مسائل بپردازم.
معلمي: شما هم مي توانيد بنويسيد چه اينكه ديگران هم نظرات خود را نوشته اند.
ميرباقري: سخن ما اين است اينكه مي گوييد از «تناسب خاص» سخن بگوئيد نمي تواند يك اشكال محسوب شود. پس تناسب خاص را نمي توان يك اشكال ناميد.
نكته ديگر اينكه خوف اين است اگر ما نيز به نوشتن اينها روي بياوريم ممكن است مبتلا به همين نوشته ها شويم. چه اينكه اشعاررا هم نوشته اند اما آيا نوشتن براي فهم كافي است؟ فلسه هگل را هم نوشته اند اما آيا هر كسي آنرا درك مي كند؟ مگر ملاصدرا در شش جلد كتاب، فلسفه خويش را ننگاشته و به اشكال مختلف توضيح نداده است. توضيحات وي نيز كاملاً وافي است ولي فهم يك نظريه با نوشتن حل نمي شود.
معلمي: اما نوشتن زمينه ساز فهم است.
ميرباقري: قبول دارم كه اين صرفاً يك بستر است. فردي مي گفت اسفار را ترجمه كنيد. گفتم حال ترجمه كردم اما آيا همه آنرا مي فهمند؟ آيا مشكل آن عربي بودنش است؟! مشكل، صرف كتابت نيست. بنده فرمايشاتي را كه حضرت عالي بيان فرموديد نوشته ام اما به نظر من با هيچ كدام از عرايض بنده تناسب ندارد. البته من خود را متهم مي كنم كه بد نوشته و يا اصطلاح به كار برده ام ولي من هم مجبور به استفاده از اصطلاح بوده ام. در غير اين صورت بايد به جاي هر اصطلاح يك صفحه كتاب مي نوشتم.