برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
مطلب ديگر اين كه اگر شما ردپاي معرفت شناسي را نياوريد، نمي توانيد از جاي ديگر «جهتداري» را در ماهيّت علم دخالت دهيد. بله دركارآمدي علم مي توانيد جهت گيري كنيد، چون شما در گزينش دخالت مي كنيد. حال سؤال اين است كه با اين گزينش، آيا او كشف مي كند يا نمي كند؟ چون بالاخره يا اين كشف، صادق مي شود يا كاذب. به بيان بهتر كسي كه گزينه ها را در كنار هم چيده و مدل سازي مي كند، نهايتاً گزينش او يا كاذب است يا صادق. در اين صورت ديگر جهتداري معنا نخواهد داشت. اگر راست است، پس كشف كرده است و اگر صادق نيست، آنرا دروغ توصيف كرده و مدل او را غلط مي دانيم. ممكن است بگويد: به نسبتي درست است و من تنها يك بعدش را مي گويم. ما مي گوييم: بالاخره همان بعد را يا كشف كرده است و يا كشف نكرده است. باز مي گوييد: «اما من از اين زاويه نگاه مي كنم.» اگر اين زاويه را كشف كردي، پس درست است و اگر كشف نكردي، غلط است. مي گوييد: به نسبتي كشف كردم. مي گويم: پس «نسبيّت» را در خودمفهوم آورديد! اصولاً تا نسبيّت را در مفهوم نياوريد، گزينش، چيزي را حل نمي كند. هر چند كه نسبت، به نتيجه راهگشاست. مي گوييد: من گزينش كردم، و اين گزينش هم كارآمدي دارد ولي درباره معرفت، بالاخره معتقديد كه اين يا راست و يا دروغ است.