برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
مشكل اصلي ديدگاه ساختي گرايانه چنانچه گفتيم همان اشكال نسبي گرائي مي باشد و هيچ كار ديگري نمي توان انجام دادكه البته لازمه تفاهم اين چنيني نيز جدل مي باشد و نه چيزي بيشتر از آن. اصولاً ما قائل به مبناي واحدي نشديم كه هر دو بدان ملتزم باشيم و تا پايان كار هم از اين مبنا دست نكشيم و آنرا مكاشفه از واقعيت بيرون بدانيم يا ندانيم.
سبحاني: شما فرموديد اين ديدگاه، نسبيت است. سؤال مي فرمايند مستلزم كدام يك از اين نسبيّت هاست؟ آيا منظور همان نسبيت معرفتي است كه شما نيز آنرا پذيرفته ايد؟
حاجي ابراهيم: بله اما به آن معنايي كه عرض كردم.
سبحاني: ظاهراً ايراد شما اين است كه اين نظريه مسلتزم نسبّت معرفت شناختي است.
حاجي ابراهيم: حداقل، نسبيّت در حقيقت را به همراه دارد.
سبحاني: از نظر معرفت شناختي، ايشان در نهايت معياري براي تفاهم ارائه داده و معتقد بودند معيار تفاهم آن قابل اشتراك است. يعني ابزار مشترك را همانطور كه در پاسخ اشاره فرمودند به گونه اي معرفي مي كنند. حال اين، چه نوع نسبيّتي است؟
حاجي ابراهيم: نسبيت نوع دوم يعني نسبيّت در حقيقت.
سبحاني: لطفاً توضيح دهيد.