برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
مبدأ نظام حقوقی اسلام اله واحد است. اله واحد ظرفیت های هم افزای به هم پیوسته ای را در نظام آفرینش ایجاد کرده است که برای این همه موجودات حق قرب ، حقِ تعالی، ظرفیت، میل و تعلق به تکامل و ظرفیت حرکت در مسیر تکامل را فراهم کرده است. حقوقی که نظام حقوق توحیدی در جهان قرار داده است حق قرب است نه حق توسعه. جهان فراتر از محیط اجتماعی زیست ما و غایاتش هم فراتر از غایات توسعه این جهانی است. حقی که در جهان قرار داده شده است یک نظام حقوق هماهنگ و یک پیوستار است که دارای ربط طولی و عرضی و کاملا هماهنگ است. همان طور که اگر روح شما از حقِ تعالی خودش تخلف نکند هر تصرفی در جسمش بکند عین عدل است و جسم را به قرب خودش می رساند جسم هم اگر از تبعیت روح تخلف کند ، هم به روح و هم به خودش ظلم کرده است. اگر یک عضو از اندام های پیوستار وجودی انسان از جایگاه خودش تخلف کند به کل این پیوستار ظلم کرده است.
شما یک دستگاه مکانیکی مانند اتومبیل را فرض کنید که برای قطعات این دستگاه امکان تخلف فراهم باشد. اگر یک قطعه از این دستگاه از مجموعه ظرفیت خودش تخلف کند به کل این دستگاه ظلم کرده است . چون تکالیف هماهنگ هستند. اگر یک قطعه این دستگاه ناسالم باشد بازده کل این دستگاه را تنزل می دهد. اگر در یک کارخانه بزرگ یک گلوگاه داشته باشید، خروجی کل کارخانه پشت این گلوگاه متوقف می شود. اگرهمه اجزاء کارخانه خوب کار می کنند، ولی گلوگاه ضعیف کار می کند کل این کارخانه پشت گلوگاه متوقف می شود.
اگر همه عالم با همه ظرفیت شان در مسیر قرب حرکت کنند کل عالم به تکامل می رسد. ما معتقدیم حقی که برای کل کائنات قرار داده شده است، حق قرب، حق ضیافت و حق رسیدن به رضوان است نه توسعه و ابتهاج مادی، و به عبارتی توسعه به آلهه و پرستش دنیا. حق کائنات توسعه در مسیر توحید و تعالی در مسیر توحید است. اگر همه کائنات بر محور روح کلی هستی که وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیتشان هستند خدا را عبادت کنند به قرب خودشان -که یک قرب کاملا هماهنگ و به هم پیوسته است- می رسند. کائنات صلاتی دارد که بر محور سجده نبی اکرم است. (بِنا عُبِدَ اللهُ) این نظام حقوقی است که ما برایش تصویر می کنیم.
بنابراین هر حقی که شما برای انسان ها تعریف می کنید چه نسبت به طبیعت، چه نسبت به روابط اجتماعی، و چه حقوق غیر اجتماعی به پرستش بازگشت می کند. اگر ما شرک در پرستش را بپذیریم، حتما نظام حقوقی مان حتماً متشتت خواهد شد. آلهه ای که بر ما حکومت می کنند باید حق همه شان را رعایت کنیم. اگر به توحید برسیم یک اله بر ما حکومت خواهد کرد.
نظام حقوقی در همه دستگاه ها چه در حقوق طبیعی، چه در حقوق پوزیتیویستی و چه در غیر این ها، ضروررتاً به پرستش بر می گردد. بدون پرستش و اله، حق و مکاتب حقوقی، قابل تصویر نیست. کما این که مفاهیم اخلاقی قابل تصویر نیست. یا شرک است و تعلق، تقید و تضرع در مقابل آلهه متعدد است و یا توحید و تعلق و تضرع در برابر یک اله.