برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
اما نكته بعد در بحث «وجود ذهني» است. در فلسفه ما چهار سؤال در طول همند كه فقط به دو سؤال پاسخ داده شده است. سؤال اول اين است كه آيا اشياء و واقعيت هاي جهان خارج داراي طبيعت و ماهيّتي هستند يا خير؟ پاسخ نيز مثبت است لذا اين ماهيّات، وجود دارند.
سؤال دوم اين است كه آيا اين ماهيّات، به ذهن مي آيند؟ كه اتفاقاً شأن صدور وجود ذهني، همين جاست كساني گفته اند كه ما تنها قائل به نظريه «شبح» هستيم . آنها فقط يك شأن از كشف في الجمله را قائلند. از نظر ايشان اين ماهيّات، به ذهن نمي آيند اما في الجمله، شبحي را در ذهن ما باقي مي گذارند.
البته در اينكه «آيا قائلين به اصالت وجود، براي اثبات وجود ذهني، ادلّه اي دارند يا خير؟» واقعاً ترديد جدي وجود دارد. جناب آقاي معلمي نيز در كتاب شان مفصلاً در اين خصوص بحث كرده اند كه من هم بسيار استفاده كرده ام. اما شايد بهترين دليل در بحث وجود ذهني، مربوط به ملاصدرا در كتاب كوچك ايشان در بحث تصور و تصديق باشد؛ هر چند كه اين دليل كافي نيست.