برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
نه تنها عبادات و مناسك فردي و يا رياضات روحي انسان در جهان آخرت تجلي دارند بلكه تمامي حوزه هاي وجودي انسان در دنيا، مرتبط با آخرت بوده و در آنجا ظهور مي يابد؛ بنابراين اگر تشخيص رابطة افعال انسان با جهان آخرت، بر عقل مستور باشد، در همة حوزه ها نيز چنين خواهد بود و عقل از تفسير روابط ديگر نيز عاجز خواهد ماند!
اگر حيات انسان در محدودة دنيا تعريف گردد و عقل عملي براي مصحلت سنجي امور او كافي باشد، و رابطة افعال او با تكامل ابديش قابل تعريف تصور شود، آنگاه در هيچ حوزه اي محتاج به وحي نخواهد بود. اما اگر براي انسان ابديتي قائل بوده و عقل عملي را براي مصلحت سنجي در چنين افقي كافي ندانستيم و از ديگر سو تمام روابط انسان را با چنين فضايي در آميزيم، آنگاه نمي توان عقل عملي را شايستة قضاوت در هيچ يك از حوزه ها دانست؛ به تعبير ديگر، «بايدها» كه از «تكامل» ناشي مي شوند منوط به درك تكامل مي باشند و اگر عقل عملي نتواند رابطة افعال انسان را با تكامل تعريف كند، طبيعي است كه نمي تواند در اين حوزه ها نيز نظر دهد؛ و از سوي ديگر اگر تمامي حوزه هاي وجودي انسان با كمال ابدي او در ارتباط باشد آنگاه عقل عملي نيز نمي تواند در همة حوزه ها صاحب نظر باشد. البته در صورتي كه بتوان تمام امور انساني را در محدودة قضاوت عقل علمي قرار داد آنگاه طبيعي خواهد بود كه تمام «بايدها» از عقل عملي ناشي شده و در هيچ حوزه اي، نياز به وحي وجود نداشته باشد. عقل عملي اگر قادر به تشخيص مناسبات دنيوي باشد، در نتيجه قادر خواهد بود نحوه عمل به مناسكي همچون نماز و روزه را نيز تشخيص داده و آداب عبادي شرع را در قالبي خاص ارائه دهد. بدين ترتيب همگي امور بشري در محدودة قضاوت و نظر عقل عملي قرار خواهد گرفت، به نحوي كه نسبت به همگي، قدرت درك و تحليل خواهد داشت.