برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
فلسفه نظري ما به جاي وجود و ماهيّت، بر «ولايت، تولي و تصرّف» استوار است. يعني بر پايه مفهوم «ولايت، تولي، تصرّف» يك دستگاه فلسفي ساختيم كه با آن مي توان موضوعات فلسفي را تبيين كرد. اما اين ربطي ندارد به اين كه هر كسي كه در عمل، طرفدار ولايت حضرت حق است بايد اين دستگاه فلسفي را هم قبول كند. آيا واقعاً معناي اين سخن اين است كه همه بايد تطابق در فهم پيدا كنند؟! شما داريد ما را متهم به «نسبيّت مطلق» مي كنيد بلكه نسبيّت نسبي را هم از ما قبول نمي كنيد؛ تا بگوييم اراده ها يك طيف دارند و متناسب با طيف عملكردشان به تفاهم مي رسند. چرا نسبيّت را به صورت مطلق به ما نسبت مي دهيد و مي گوئيد لازمه اين نظريه نسبيّت و برابري مطلق است؟ به اعتقاد ما از اين نظريه، نه نسبيّت مطلق بيرون مي آيد و نه برابري مطلق.
سبحاني: ضمن تشكر، از آنجا كه جناب آقاي دكتر صدرا در جلسه حضور دارند و بناست از حضور ايشان در اين جلسه بعنوان منتقد بهره مند شويم لذا تقاضا مي كنم ايشان ديدگاه خود را نسبت به نظريه بيان دارند.