برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
ديبا: سؤالي كه من از حاج آقاي ميرباقري دارم راجع به شيوه شروع بحث ايشان مي باشد. اين اشكالي است كه هيئت نقدنيز در جلسه گذشته مطرح نمودند و شايد به درستي پاسخ داده نشد. و آن مسأله تقدم وتأخر مباحث و مشكل دوري است كه در حقيقت ناظر به نظريه ايشان مي باشد. به هر حال ايشان مسائلي مانند «تولي و ولايت» را در فهم «واقعيت» دخيل مي دانند كه به لحاظ ساختاري و اثبات كردن، نيازمند مقدماتي است و آن مقدمات، خود نيازمند به مباحث معرفت شناسي خاصي است. بنده قصد دارم، اين اشكال را از زاويه ديگري مطرح نمايم. شما براي ساختار مبنائي حاكم بر تئوري و نظريه خود قطعاً استدلالي داريد.
سؤال من اين است كه اين استدلال و بستر منطقي، چه بستري است؟ آيا منطق ارسطويي نيست؟ يعني شما براي اينكه اين استدلال را به اثبات برسانيد آيا منطق ارسطويي را پذيرفته ايد؟ پس اين منطق، بستر و منطق خاصي دارد و قطعاً ايشان نمي توانند بگويند، اين منطق، مبتني بر بحث تولي و تبري و ولايت است زيرا صرف ادعا مي شود. در حقيقت من از شما طلب دليل مي كنم كه شما بر تئوري خاص خود چه دليلي داريد؟ در مجموع به نظر مي رسد كه اين مدعاي زيبايي است و در بسياري از موارد با مفاهيم ديني سازگار است. اما اگر بخواهيد براي يك فرد ملحد يا كافر، بر اثبات تئوري و نظريه خود دليل بياوريد اين دليل بايد در يك چارچوب معرفتي خاص مطرح شود. اگر چارچوب معرفتي شما همان منطق ارسطويي است با اين منطق، خيلي از اين مسائل را كه مي فرمايند آن فرد نخواهد فهميد.