برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
معلمي: اما نكته ديگر ناكارآمدي اين تئوري است. سؤال از آقاي ميرباقري اين است كه وقتي در مجموعه نظام فاعليت الهي ( و نه نظام غرب و امثال آن) قرار گرفتيد اگر اين نظام فاعلي به طور اتوماتيك عمل كرده و امور را جهت مي دهد خواه ناخواه، تك تك افرادي كه در يك جامعه ولايي زندگي مي كنند بايد نظريه علمي ايشان را بپذيرند و سعي در اعمال اين نظريه نيز داشته باشند تا بعداً علوم جهتدار شوند! پس اگر بگويند اين نظام به طور اتوماتيك عمل مي كند و مي توان يك جامعه ولايي علوي تشكيل داد كه از صدر تا ذيل آن، همه طبق روال الهي عمل مي كنند آنگاه مي تواند پذيرفت كه در اين نظام، علم رياضي و فيزيك نيز علم غربي نيست و اصولاً «دو دو تا چهارتاي» قديم هم صحيح نمي باشد. در اين صورت اين اشكال حتماً وجود دارد كه با حاكميت يك نظام ولايي، پس از يك دوره ده يا بيست ساله بايد كم كم آثار تفاوت رياضي اين مجموعه با رياضي مجموعه قبل آشكار شود.
حال با چنين تصويري از يك نظام ولائي مي توان ادعا كرد كه اين، ديگر نه يك نظام ولائي بلكه يك نظام سياسي مي باشد. يعني ما تصميم گرفته ايم به خدا كمك كنيم ونظريه را پذيرفته و سپس آنرا اعمال نمائيم! طبعاً اين، يك ولايت سياسي است و نه الهي.