برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
در مقابل نگاه پیشین، نگاه هاي ديگري هم وجود دارد؛ يكی از این نگاه ها، نگاه كساني است كه تماميت تمدن غرب را به رسميت مي شناسند و مي پذيرند كه اين تمدن يك مجموعه به هم پيوسته و داراي لايه های عمیق تری است؛ ولي با این حال مجموعه اين تمدن را مثبت مي دانند و سعي مي كنند فرهنگ مذهب و دين داري را بر مدار اين تمدن تغيير دهند؛ طرف داران این نگاه معتقد به اديان قدسي نيستند و با تعاليم انبيا علیهم السلام درگير هستند؛ حتی بعضي از آن ها خود را جزو موحدان و مسلمانان مي دانند؛ این افراد و به تعبیری «مسلمانان سكولار» مجموعه اين تمدن را مثبت مي دانند؛ در حالی که جهت گيري اين تمدن، باطل است و هر چه به سمت مقاصد خود پیش برود و منظومه خود را هماهنگ تر و خالص تر كند، متناسب با اهداف خود، از راه انبيا علیهم السلام و از حقيقت و ارزش های الهی فاصله مي گیرد.
این طیف دوم معتقدند كه جهت اين تمدن صحيح بوده، به خوبی منظومه سازي كرده و هر چه به طرف مقصد خود حركت مي كند، موفق تر و كامياب تر مي شود؛ همچنین معتقدند كه ما بايد از حيات اجتماعي بشر دين زدايي كنيم؛ حتی به نظر آن ها دين نبايد جنبه ايدئولوژيك پيدا كند و به يك برنامه زندگيِ اجتماعي تبدیل شود؛ در حقیقت مأموريت دين را اداره حيات اين دنيايي بشر نمی دانند.
اين نگاه دوم در مجموع معتقد است که غرب راه صحیح را در پیش گرفته است؛ یعنی عرفي سازي زندگي بشر و سكولاريزاسيون، کار صوابی بوده که ما هم بايد انجام دهیم؛ یعنی ما هم بايد جامعه خود را به سمتي ببريم كه برنامه ريزي هاي اجتماعي از دخالت دين ـ که چنین مأموریتی ندارد ـ رها شوند؛ حتي بعضي از مسلمانان سكولار ادعا مي كنند كه برای حفظ معنويات و ارزش هاي معنوي، دين نبايد در عرصه زندگي اجتماعي بشر دخالت كند؛ به ادعای آن ها اگر دين با حيات اجتماعي بشر آميخته شود، مفاهيم قدسي ارزش خود را از دست مي دهند.