برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
سوال: آیا در قرآن تحریف معنوی صورت گرفته است؟ مقصود از تحریف معنوی چيست؟ اگر تحریف معنوی این است که بعضی از معانی قرآن را غلط معنا کردند، ممکن است این کار را کرده باشند؟ چرا برای عدم تحریف الفاظ قرآن به جنبه هدایت گری قرآن احتجاج می شود ولی برای معنای همین قرآن چنین مصونیتی قائل نیستند؟
جواب: یعنی می خواهید بگویید که بابِ به اصطلاح تفسیر غلط قرآن بسته بشود؟ من کار با جنبه لفظی اش ندارم. آیا شما می خواهید باب تفسیر قرآن و سوء برداشت از قرآن بسته بشود؟ این طوری نیست. ما باب سوء برداشت از قرآن را بسته نمی بینم، این هم منافات با هدایت قرانی ندارد. یعنی قرآن هدایتش به کسانی که زمینه داشته باشند می رسد و آنها تحت تأثیر این تحریف قرار نمی گیرند، نه این که تحریف واقع نمی شود. یک عده ای تحریف می کنند ولی آن کسانی که تحت تأثیر تحریف قرار می گیرند، آدم هایی هستند که خودشان زمینه این را در خودشان فراهم کردند.
بنابراین هدایت قرآن به آن کسانی که مهتدي باشند و بپذیرند می رسد و این تحریف ها هم مانع رسیدن آن هدایت نیست و اگر تحریف در جایی مانع هدایت بشود خدای متعال در شرایط بعدی بستر رسیدن به آن هدایت را آماده می کند. مثل این که در رجعت، آنها را زنده می کند تا از انوار هدایت قرآن بهره کامل ببرند. لذا تحریف معنوی قرآن مانع از رسیدن از هدایت قرآن نیست.
سوال: چرا احادیث عَرضِ اخبار به قرآن را، به عنوان دلیلی بر عدم تحریف الفاظ قران می آورند ولی همین دلیل را برای مصونیت تحریف معنوی قرآن نمی آورند؟
جواب: جواب این سوال هم در سوال قبل داده شد. اگر الفاظ محفوظ شد، امکان فهم صحیح از لفظ هم فراهم می شود ولی اگر الفاظ منسی شد، اصل باب هدایت بسته می شود. آن وقت اگر کسی با حفظ این الفاظ که خدای متعال حفظ کرده، بستر فهم را در خودش آماده کرد، فهم صحیح به او می رسد. ولی اگر این الفاظ رفت، ديگر این باب هدایت بسته می شود. یکی از ادله ای که برای حجیت ظواهر قرآن می آورند، همین روایات است. این روايات فراوان است یکی دو تا نیست. فقها هم به آن معتقدند. در معمولا کتب اصولی مرحوم شیخ انصاری، صاحب کفایه، دیگران به آن احتجاج کردند.
دلیل این که قرآن تحریف لظفی نشده، یکی اجماع است. یعنی کأنه این را جزء مسلمات و قطعیات فرهنگ مسلمین می دانند. که حالا باید بحث کرد. و دوم آیات خود قرآن است. و سوم روایاتی است که دال بر این معنا هستند. بر این که قرآن تحریف لفظی نشده به این ادله تمسک می کنند. استدلال عقلی هم این است که اگر کتاب این دین خاتم تحریف می شد، باب هدایت بسته شده بود. شما می توانید بگویید مشابه این استدلال در تحریف معنوی هم می آید. استدلال هایی مبتنی بر اجماع، آیات و روایات در تحریف معنوی نمی آید. این که مثلا روایاتی داریم که می فرماید ظاهر قرآن برای شما حجت است، این دلیل این است که همین قرآن، با همین الفاظ، کتاب الهی است و مورد دستبرد واقع نشده تا معنایش عوض بشود. خب این به تحریف معنوی ربطی ندارد. اجماع در مورد تحریف معنوی نیست. برای عدم تحریف لفظی می گویند این دین خاتم است و اگر کتابش تحریف بشود، باب هدایت بسته می شود، این استدلال را می شود به گونه ای تقریر کرد که تحریف لفظی را نفی بکند ولی تحریف معنوی را نفی نکند. یعنی می شود فرق گذاشت بین تحریف لفظی و معنوی که بگوییم تحریف لفظی باب هدایت را می بندد اما تحریف معنوی باب هدایت را نمی بندد. یک راهی باز می کند برای آنهایی که دنبال باطل هستند. اما آنهایی که دنبال حق هستند، راه فهم صحیح از غلط برایشان فراهم می شود.
با تحریف معنوی باب هدایت بسته نمی شود. پس نباید تحریف لفظی واقع بشود چون اگر لفظ قرآن رفت، باب هدایت بسته می شود. به این دلیل نمی شود تمسک کرد تا بگوییم دلیل معنوی هم نباید بشود. تحرف معنوی موجب نمی شود باب هدایت بسته بشود. باب هدایت باز است، هم الفاظ است هم تفسیر صحیح است. یک عده ای هم تفسیر غلط می کنند. خدای متعال راه فهم صحیح از غلط را به انسان داده است. بنابراین باب هدایت باز است. یک مقدار از راه شناخت صحیح از غلط تلاش ذهنی و عقلی است، یک مقدارش هم تلاش روحی و تهذیب نفس است. اگر این حاصل شد، فهم غلط از صحیح قابل تفکیک می شود. پس بنابراین لازم نیست برای حفظ قرآن، جلوی تحريفات معنوی هم گرفته بشود ولی جلوی تحریف لفظی باید گرفته بشود. پس می شود آن استدلال را به گونه ای تقریر کرد که تحریف لفظی را نفی بکند و تحریف معنوی را را نفی نکند. یعنی ملازمه ای بین تحریف لفظی و معنوی نیست که اگر شما استدلال کردید که تحریف لفظی در قرآن نباید بشود، همان دلیل را بیاورید که تحریف معنوی هم نباید بشود.