برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
باز هم تكرار مي كنم كه سخن آقايان روشن نيست. درست است كه منظورشان از تجرد، تجرد از ماده اصطلاحي است كه كم و كيف مي پذيرد (يقبل القسمه و…) ولي عرضمان اين است كه ماده اي هم كه اين تناسبات را مي پذيرد باز حضور دارد. لذا حضور، مفسر فهم نيست. از ديگر سو اشكال ما ربطي به علم حصولي نداشت. بلكه مربوط به علم حضوري بود.
سبحاني: عذر مي خواهم. همانطور كه ايشان فرمودند اگر فرض كنيم در وجود ذهني يا مقوله فهم، تجرد باطل است شما از ابطال اين نظريه چگونه بر اثبات مدعاي خود استفاده مي كنيد؟
ميرباقري: آن مطلب، سخن ديگري است. من از اين زاويه وارد شدم. در فهم مؤثر است.
سخن بنده اين بود كه ما اول مي خواهيم، «فهم» را تعريف كنيم لذا بايد ديد فهم، به چه چيزي تعريف مي شود. فهم حصولي به صورت (حضور صوره الشيء عند العالم) و فهم حضوري به حضور حقيقت معلوم نزد عالم تفسير مي شود. اما سؤال اين است: «آيا حضور، مفسر علم است؟» بنده معتقدم حضور، مفسر علم نيست و در عين حال انكار حضور نيز به معناي اثبات فاعليت نمي باشد. در واقع بنا نيست به سرعت بتوان از انكار حضور، به اثبات فاعليت رسيد.
سبحاني: پس چه دليلي بر مدعاي خود داريد؟