برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
هماهنگي و هماهنگ سازي ابعاد جامعه بر محور نظام ولايت محقق مي شود كه يا توسط نظام ولايت حق است يا نظام ولايت باطل و شق سومي وجود ندارد؛ يعني مديريتی كه مي خواهد رفتار جامعه را هماهنگ كند يا مديريتِ مادي ويا مديريتِ الهي است. به عبارت ديگر اين هماهنگ سازي، يا بر محور عبوديت و در جهت توسعه قرب است و يا بر محور توسعه لذت جويي و ابتهاج مادي و لذا در دنياي امروز- كه دنبال ايجاد وحدت روش در مديريت و نظم نوين جهاني هستند و مي خواهند در مقياس جهاني، جامعه جهاني را هماهنگ كنند- در اين هماهنگ سازي دين را مبنا قرار نمي دهند، بلكه دين را تابع مديريت خودشان قرار مي دهند و در دستگاه خود براي دين، جايگاه تعريف مي كنند.
شما اگر بخواهيد در جامعه جهاني و حتي در يك جامعه ملي، در قالب توسعه همه جانبه، انسجام و هماهنگي پديد آوريد، نمي توانيد از دو مبنا حركت كنيد و دو هدف را تعقيب نماييد، بلكه يك هدف و يك مبنا بايد تعقيب شود؛ زيرا مديريت اجتماعي، يا مديريتي است كه در پي توسعه عبوديت است و مي خواهد همه شؤون جامعه را بر محور بندگي خدا رشد دهد و يا دنبال توسعه ابتهاج مادي است و مي خواهد جامعه را حول محور لذت جويي بيشتر و كامجويي بيشتر از دنيا منسجم وهماهنگ كند.
به بيان ديگر دستگاه مديريتي جامعه يا دنبال اين است كه هماهنگي ابعاد وجودي جامعه را بر محور خداپرستي به حدي برساند كه مصداق «
حتي تكونَ اعمالي و اورادي كلُّها وِرداً واحداً و حالي في خدمتك سرمداً
» باشد، يا دنبال اين است كه جامعه اي بسازد كه افراد در آن هر چه بيشتر به توسعه لذت جويي بينديشند و براي توسعه لذت جويي و كامجويي مادي تلاش كنند و سعي كنند مجموعه توانايي هاي خودشان را به نحو هماهنگ و منسجم و با يك مدل بهره وري بهينه براي توسعه لذت و ابتهاج دنيوي به كار گيرند. بنابراين دو مبناي مديريت و دو دستگاه مديريتي وجود دارد.