برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
ممکن است نوع بحث من با جنس بحث هایی که از صبح تا به الان در این جمع طرح شده است متفاوت باشد و این تفاوت غالبا به سنخ اندیشه و کار تخصصی برمی گردد. علاوه بر این اگر در بیان من نقصی و کاستی ای بود از عزیزانی که تحمل می کنند عذر خواهی می کنم.
بحثی که ارائه می کنم در موضوع مبانی حِکَمی حقوق بشر یا به طور کلی نظام حقوقی است. با وجود اختلاف نظرها تقریبا به طور اجماع پذیرفته شده است که فلسفه علم حقوق از دانش های فرا دست حقوق می باشد. فلسفه علم حقوق از فلسفه های مضافِ به دانش است. فلسفه های مضاف به دو دسته تقسیم می شوند: یکی فلسفه های مضاف به موضوعات خارجی مانند فلسفه معرفت شناسی و دیگری فلسفه های مضاف به دانش. در فلسفه های مضاف به دانش قاعدتا از گزاره های بنیادینی که پیرامون یک دانش وجود دارد بحث می شود مانند مبانی ، غایات ، نظام موضوعات یک دانش و هم چنین ضرورت ها و خلاءهایی که در حوزه یک دانش هست و به علاوه روش تحقیق برای دستیابی به غایات مطلوب دانش و امثال این ها. در فلسفه مضاف به علم حقوق هم از همین مقولات پیرامون دانش حقوق بحث می شود. فلسفه علم حقوق هم می تواند علمی توصیفی باشد و هم علمی تجویزی. یعنی هم علمی است که وضعیت گذشته علم حقوق و وضعیت کنونی این دانش را می تواند بررسی کند و هم پیشنهادهایی برای آینده ی می تواند حقوق بدهد و از این نظر تجویزی باشد. فلسفه حقوق که گرایش های مختلفی در آن وجود دارد، مسائل متعددی را موضوع بحث قرار می دهد.