برای نمایش محتوای مربوطه روی عنوان نوشته زیر کلیک نمایید
( عنوان زیر لینک به فهرست مربوطه در داخل نوشته اصلی می باشد)
مطلب ديگر اين است آيا تفسيري كه جناب آقاي ميرباقري از «فهم» مي فرمايند آنهم بدون در نظر گرفتن كشف واقعاً نسبت به حقيقت فهم، وافي است يا خير؟ آيا ايشان واقعاً حقيقت فهم را مي گويند يا ممكن است حقيقت فهم نبوده و چيز ديگري باشد؟
اگر اين چنين شد نشان مي دهد ما بر سر موضوعي بحث مي كنيم كه نسبت به واقعيت داشتن آن در جهان خارج هنوز رأي اثبات شده اي نداريم. به بيان ديگر هر جا ما مطابقت و كشف را انكار كنيم بايد بدانيم كه تفسير ايشان از واقعيت فهم از بيرون را نمي توان انكار نمود در غير اين صورت اصولاً جايي براي بحث نمي ماند. از اينرو اساساً ما گريزي از نظريه كشف نداريم و افرادي كه در معرفت شناسي، از نظريه «تطابق» به سراغ نظريه «انسجام» آمده اند به اين دليل بوده كه بر سر راه احراز تطابق، مشكلاتي وجود داشته است و آنها قصد داشته اند تطابق را از راه ديگري حل كنند. طبعاً اگر آنها به سراغ انسجام گزاره ها بروند كه نسبت به واقعيت بيرون وجود دارد از اين حقيقت نمي توانند چشم پوشي كنند كه كشف، هرجا گريزپذير باشد لااقل در تفسيري كه ايشان از فهم فرمودند حتماً گريزپذير نيست.
سبحاني: جنابعالي تطابق نظريه هماهنگي را توجيه فرموديد اما چرا افرادي، از نظريه رئاليزم به نظريه ابزارانگاري رسيده اند؟